نماینده ولیفقیه در آذربایجان شرقی: بهائیت فعالیت خود را به صورت علنی گسترش داده است
چهارشنبه 9 تیر 1389 15:53نوع مطلب :اخبار ،
خبرگزاری فارس: نماینده ولیفقیه در آذربایجان شرقی گفت: فرقه ضاله بهائیت فعالیت خود را به صورت علنی گسترش داده و در جاهای مختلف نفوذ كرده است.

وی با اشاره به آیات قرانی در مورد تنظیم شعائر اسلامی اظهار داشت: شعائر از نظر لغوی به عنوان لباس همراه است و اینكه گفته شده اولیای الهی قرآن را شعائر خود قرار دادهاند به معنای همراه بودن اولیای الهی با قرآن است.
نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی گفت: شعائر اسلامی باید مورد توجه آحاد جامعه قرار گرفته و بزرگداشت سنتهای الهی بیش از گذشته مورد توجه باشد و این موضوع در مراحل مختلف رعایت شود.
وی با اشاره به اهمیت دعا و مناجات اظهار داشت: در ماه مبارك رجب و در كلیه ایام دعا و استغفار مورد توجه باشد كه هم موجب رفع بلا بوده و هم بر طبق فرمایش معصوم اسباب زینت و سلاح مومن است.
آیتالله مجتهد شبستری افزود: شعائر در اصطلاح به معنی شعار و علامت است و با توجه به تاكید قرآن مبنی بر حفظ شعائر پرچم توحید است و این مسئله نشانگر و علامت تقواست.
*بزرگداشت نیمه شعبان بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد
نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی با اشاره به تاكیدات حضرات معصومین مبنی بر بزرگداشت ایام ولادت و شهادت آن بزرگواران اظهار داشت: بنا بر فرمایش رسیده، حزن در زمان ماتم اهل بیت و سرور در زمان شادی اهل بیت مورد تاكید و وظیفه شیعه است.
وی خاطرنشان كرد: در مورد حضرت حجت (ع) وضعیت متفاوتتر از دیگر بزرگان اسلام است چرا كه ایشان زنده و حی هستند و صاحب و مولای كنونی ما محسوب میشوند و از این رو بزرگداشت نیمه شعبان بیش از گذشته باید مورد توجه قرار گیرد.
آیتالله مجتهد شبستری اظهار داشت: برگداشت ایام نیمه شعبان علاوه بر اینكه موجب شادی و تقویت فرهنگ اهلبیت است، موجب كوری چشم دشمنان اسلام نیز میشود و این بزرگداشتها نشانه انتظار فرج است.
وی با اشاره به فعالیت ستادهای مختلف نیمه شعبان در تبریز اظهار داشت: هماهنگی و همكاری تعاملی میان این ستادها باید صورت گیرد تا كارها باشكوه و عظمت بیشتری انجام شود.
*بهائیت فعالیت خود را به صورت علنی گسترش داده است
نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی گفت: فرقه ضاله بهائیت فعالیت خود را به صورت علنی گسترش داده است و در جاهای مختلف نفوذ كردهاند.
وی اظهار داشت: اطلاعاتی در دست است كه این فرقه فعالیت خود را گسترش داده و با بیشرمی و پررویی اظهار وجود میكند.
آیتالله مجتهد شبستری افزود: برخی از این افراد در زمان ثبتنام در مدارس و یا اشتغال در ادارات مذهب خود را بهائیت اعلام میكنند و البته برخی دیگر نیز به صورت مخفی در مراكز مختلف نفوذ كردهاند.
وی تاكید كرد: بزرگداشت ایام خاصی مانند نیمه شعبان باشكوه هر چه بیشتر ضربهای به این فرق ضاله است كه در این اواخر بسیار فعالتر شدهاند.
نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی با اشاره به نقش بهائیت در حوادث سال 88 اظهار داشت: علاوه بر فعالیت در شرایط كنونی، در جریان فتنه 88 نیز علاوه بر فریب خوردگان داخلی، از بهائیها نیز حضور داشتند.
آیتالله مجتهد شبستری تصریح كرد: هدف آنان از این فعالیتها تضعیف انقلاب است كه برای كوری چشم آنان برنامههای نیمه شعبان باشكوه هر چه بیشتری برگزار میشود.
*وظایف منتظران آمادهسازی زمینه ظهور است
نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی با اشاره به وظایف منتظران تاكید كرد: وظایف منتظران نشستن و سكون نیست بلكه یك منتظر حقیقی یاید شرایط و زمینه ظهور را فراهم كند.
وی افزود: منتظران حقیقی در اسلام جایگاه خاصی دارند و البته وظایف منتظران واقعی آمادهسازی زمینه ظهور است.
امام جمعه تبریز خاطرنشان كرد: باید خویشتن و خانوادهها را اصلاح كنیم، فریضه امر به معروف و نهی از منكر را تا حدامكان انجام دهیم و در این حالت و در شرایطی كه آمادگی را در خود ایجاد كردیم، منتظر ظهور باشیم.
آیتالله مجتهد شبستری، برگزاری برنامههای میلاد حضرت مهدی (عج) را از جمله اقدامات آمادهسازی فرج دانست و گفت: البته باید توجه داشت كه جشنهای میلاد نباید به مجالس لهو و لعب تبدیل شود بلكه باید مورد تائید حضرت مهدی (عج) باشد.
نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
امام جمعه شیراز: فرقههای بهایی و وهابی در فارس فعالیت میكنند
چهارشنبه 9 تیر 1389 07:27نوع مطلب :اخبار ،
خبرگزاری فارس: امام جمعه شیراز گفت: فرقههای گوناگون وهابیت و بهائیت در فارس فعالند و در جذب سرمایه و تجارت با امكانات استان به خودكفایی رسیدهاند.

وی با بیان اینكه فارس دارای گذشته غنی فرهنگی است، افزود: بهحمدالله تحولات اصولی و اساسی در دفتر تبلیغات اسلامی قم مشاهده میشود.
ایمانی خاطرنشان كرد: احیای حوزه شیراز و تربیت طلاب نخبه در استان فارس امری ضروری است.
امام جمعه شیراز با اشاره به اینكه فرق گوناگون وهابیت و بهائیت به شكلی پیچیده در فارس فعالند و در جذب سرمایه و تجارت با امكانات این استان به خودكفایی رسیدهاند، اضافه كرد: در شیراز بهائیان قبرستان دارند و در مدارس نیز اغلب وانمود میكنند كه ما بهایی هستیم.
ایمانی با بیان اینكه افراد فرقه بهایی در مناطق محروم و مستضعف این شهر میروند و به عنوان سركشی، رسیدگی، اشتغال و درمان نفوذ پیدا میكنند، ادامه داد: مسیحیان و طرفداران عرفانهای كاذب و شیطانپرستان در شیراز نیز پایگاه و جایگاهی دارند.
نماینده ولی فقیه در استان فارس بیان داشت: مشكلات مربوط به فرق و مذاهب نوظهور در شیراز و فارس بیش از سایر نقاط كشور خودنمایی میكند.
نماینده مردم فارس در مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینكه طاغوت و پهلوی سعی در خارج كردن شیراز از وضعیتی معنوی و مذهبی را داشتند، ابراز داشت: دشمنان بر روی فارس و شهر شیراز سرمایهگذاری كردهاند.
وی خاطرنشان كرد: بعد از سفر مقام معظم رهبری به فارس در اردیبهشت ماه 87 این استان و شهر شیراز دچار تحولی فرهنگی مذهبی شد اما مسئولان آن گونه كه باید مصوبات سفر مقام معظم رهبری به فارس را دنبال نكردند.
نماینده مقام معظم رهبری در فارس تصریح كرد: شیراز هنوز از داشتن نمایشگاه دائمی كتاب بیبهره مانده و این درحالی است كه قدیمیترین اسناد كاغذی ایران مربوط به شیراز و این اسناد قدیمی تا 900 سال پیش موجود است.
ایمانی با بیان اینكه دفتر امام جمعه شیراز تلاش دارد تا از امكانات فرهنگی تمام دستگاههای مرتبط با كار فرهنگی در فارس و كشور بهرهمند شود، تصریح كرد: در دفتر تبلیغات اسلامی قم تمام گرایشها به سمت و سوی ولایت است كه امیدواریم رویهكاری آنان همین گونه تداوم یابد.
در این دیدار حجتالاسلام محمد ذكاوت، مدیر روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی قم نیز گفت: آمادگی ایجاد شعبهای از دفتر تبلیغات اسلامی در فارس و یا جنوب كشور به مركزیت شیراز را داریم و در صورت همكاری متقابل دستگاههای فرهنگی این استان بستههای فرهنگی ویژه در مناسبتهای مختلف را ارسال و نمایشگاههایی با محصولات فرهنگی در شهرستانهای استان فارس برگزار میكنیم.
ذكاوت همچنین از اعلام آمادگی دفتر تبلیغات اسلامی قم برای برگزاری یادواره شهدای روحانی استان فارس خبر داد و اظهار داشت: در مورد مقابله با فرق نوظهور و عرفانهای كاذب نیز این دفتر آماده تشكیل كارگروههای آموزشی برای روشنگری افكار عمومی را دارد.
نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
/فراماسونری، بهائیت، استعمار/ حضور بهائیت در انجمنهای ماسونی و شبه ماسونی
سه شنبه 1 تیر 1389 10:46نوع مطلب :مقالات ،
خبرگزاری فارس: حضور تعدادی از بابیان در انجمنهای مخفی در كنار چهرههای شاخص فراماسونری و عضویت تعدادی از آنها در فراموشخانه ملكم و لژ بیداری در دوره قاجار و در آستانه مشروطه، حكایت از همنوایی این دو جریان با هم دارد.

با دستگیری و اعدام باب و وقوع حوادث خونین در ایران (در خلال سالهای 1264 و 1265ق) نظیر ترور آیت الله شهید ثالث و آشوب در نقاط مختلف ایران (مازندران، زنجان و نیریز) مقارن با سالهای نخست سلطنت ناصرالدینشاه، اوضاع كشور بسیار آشفته شد و حمایت پنهان و آشكار بیگانگان از عناصر شورشی، بر پیچیدگی اوضاع افزود. اما اقدامات قاطع امیركبیر در سركوب غائله، عرصه را بر آنها تنگ كرد و توانست موج ناآرامیهای ناشی از شورش مسلحانه بابیان را مهار كند. اتباع باب كه بعد از اعدام او بر سر جانشینی دچار درگیریهایی شده بودند در 1268ق ناصرالدینشاه را با هماهنگی برخی از سران حكومت نظیر میرزا آقاخان نوری ترور كردند كه البته به جایی نرسید و توطئهگران (از جمله حسینعلی بهاء) دستگیر شدند. حمایت جدی سفارت روسیه و شخص سفیر، پرنس دالگوروكی، از بهاء باعث شد كه او همچون یك تحت الحمایه روس از زندان و اعدام نجات یافته و در 1269 تحتالحفظ به بغداد منتقل شود. بهاء با همكاری برادرش (یحیی صبحازل) كه او نیز خود را به بغداد رسانده بود موفق شد بابیان را گرد خود جمع كند و به فعالیتهایسوء خویش ادامه دهد. در فاصله 1270ــ1280ق اتفاقات مهمی در ایران رخ داد كه از جمله آنها میتوان به واقعه تجزیه هرات و افغانستان از ایران، تأسیس فراموشخانه فراماسونری ملكم خان و انحلال آن، ورود مانكجی لیمجی هاتریا (رئیس سازمان اطلاعاتی انگلیس در ایران) به كشورمان در 1270ق و ملاقاتش در 1280ق با حسینعلی بهاء در بغداد اشاره كرد.
با سرخوردگی بابیان از عدم موفقیت در سرنگونی قاجاریه و آشنایی آنها با افكار و تحركات اعضای محفل فرهنگی مانكجی نظیر شاهزاده جلالالدین میرزا، آخوندزاده، میرزا ملكمخان، میرزا حسینخان سپهسالار و...، تغییراتی در روش فكری ایشان به وجود آمد و آنها با افكار ماسونی و لیبرالی آشنا شدند. بابیان در ادرنه با افكار آخوندزاده (یعنی همان بالگونیك فتحعلی آخوندوف: دستیار نایب السلطنه روسیه در قفقاز اشغالی، و یكی از مروجین فراماسونری در ایران) آشنا شدند. آنان با دیدن مكاتیب جلالالدوله و كمالالدوله اثر آخوندوف پی بردند غیر از دعاوی باب، حرفهای دیگری نیز از جمله افكار ضددینی آخوندوف و ملكم وجود دارد كه در ایران رواج یافته است. نفوذ سپهسالار و ملكم در حلقه اطرافیان ناصرالدینشاه به آنان آموخت كه اگر راه شورش مسلحانه مسدود است، از راه دیگر هم میتوان به مقصود رسید.
آنان با تدوین كتاب «تاریخ جدید» كه صورت اصلاح شده «تاریخ قدیم» بابیان بود واژههای تند بر ضد شاه قاجار و برخی عوامل حكومت را حذف یا تعدیل كردند و در عوض، همصدا با امثال آخوندوف، حملات پیشین خود به روحانیت را شدت بخشیدند. آنها با استفاده از روش ملكم و آخوندزاده، دست به تألیف رسالههای جدیدی مانند مقاله سیاح یا رسالات دیگری به تقلید از روش رساله «شیخ و رفیق» زدند. ملكمخان مؤسس فراموشخانه در ایران با حسینعلی بهاء ارتباطاتی داشت. بر طبق گزارش ركنالدوله به امینالسلطان در 1308ق، ملكم در عكا با بهاء دیدار و مذاكره داشته است.1 عباس افندی نیز بعدها طی نوشتهای تلویحاً از زحمات ملكم تقدیر و از اینكه دوستانش حق او را پاس نداشتند اظهار تأسف میكند.2
ارتباط بهاء با مانكجی، كه یكی از مهمترین پلهای ارتباط بین بهائیان با فراماسونها و دولت بریتانیا بود، بسیار مهم است. جایگاه سیاسی / اطلاعاتی مانكجی در تحولات ایران، عضویتش در لژهای ماسونی هندوستان و راهاندازی فراموشخانه توسط و به تشویق اعضای محفل او در ایران و حضور برخی از بابیان در این سازمان مخفی و فوق سری جاسوسی، حكایت از تجمع همه براندازان فعال، در تشكیلاتی مخفی میكرد كه مبارزه با ادیان وحیانی و نفوذ در شئون سیاسی و فرهنگی و اقتصادی ملتهای مسلمان را با ادبیاتی جدید و نوین مبتنی بر اومانیسم، وحدت عالم انسانی، حكومت واحده بشری و... تعقیب میكردند. نقش مانكجی در تدوین تاریخ باب و بهاء و اشتغال بهائیان در تجارتخانه او، ارتباط سران بهائیت را با مانكجی، چهره شاخص فراماسونری در ایران، ثابت میكند. (ایام: بحث راجع به مانكجی و روابط او با بهائیان، قبلا در مقالهای جداگانه گذشت).
حضور تعدادی از بابیان در انجمنهای مخفی در كنار چهرههای شاخص فراماسونری و عضویت تعدادی از آنها در فراموشخانه ملكم و لژ بیداری در دوره قاجار و در آستانه مشروطه، حكایت از همنوایی این دو جریان با هم دارد. حبیب ثابت از چهرههای مطرح بهائیت، در كتابچهای تحت عنوان سجن اعظم سخنی دارد كه درخور تعمق و پیگیری است. او مدعی است كه اكثریت اعضای انجمنی كه قبل از طلوع آفتاب در دوره مشروطه تشكیل میشد از بابیها تشكیل میشدند.3 احتمالاً منظور او انجمن بینالطلوعین است كه افرادی نظیر ابراهیم حكیمی، ملكالمتكلمین، سید جمال واعظ، اردشیرجی و... عضو آن بودند.
حضور جدی بابیان در لژهای ماسونی و انجمنهای مخفی شبهماسونی حكایت از ارتباط عمیق شاخه ازلی بابیت با فراماسونری دارد. حضور افرادی نظیر یحیی دولتآبادی، علیمحمد دولتآبادی، سید جمال واعظاصفهانی، ملكالمتكلمین و... در لژ بیداری مؤید این نظر است. یكی دیگر از بهائیانی كه عضو فراماسونری و دارای درجه 33 فراماسونری بود، علیقلیخان نبیلالدوله بود كه در لژهای آمریكا عضویت داشت. وی جایگاهی ویژه در نزد بهائیان داشت و مدتی در سفارت ایران در واشنگتن مشغول كار بود. تعلقخاطر سران بهائیت به فراماسونری، با سفرهای عباس افندی به اروپا و آمریكا جلوه آشكارتری به خود گرفت. حضور رهبر بهائیان (سر عباس افندی) در لژهای ماسونی آمریكا و ایراد سخنرانی در لژهای ماسونی و انجمنهای شبهماسونی تئوسوفی4، گواهی دیگر بر وجوه و اهداف مشترك این دو فرقه است. این امر در عملكرد سایر بهائیان نیز مشاهده میشود، كه ذیلاً به اختصار به مواردی از آن اشاره میكنیم:
ابوالفضل گلپایگانی، از یاران عباس افندی و از نویسندگان بهائی، در سفر به آمریكا در مجامع فراماسونری حاضر شد و به ایراد سخنرانی پرداخت.5 میرزا محمدرضا شیرازی معروف به پروفسور شیرازی، عضو انجمن تئوسوفی هندوستان، در 1914 با عباس افندی در فلسطین ملاقات كرد و شرح ملاقات و گفنگویش را در بازگشت برای اعضای انجمن تشریح كرد.6 روحیه ماكسول (بیوه شوقی افندی سومین رهبر بهائیان) در سفر به برزیل از سوی جمعیتهای وابسته به فراماسونری لاینز، روتاری و تسلیح اخلاقی مورد استقبال واقع شد7 و با اعضای روتاری و لاینز ملاقات نمود.8
علیاكبر فروتن (از سران شاخص و فعال بهائیت) به عنوان نماینده بیتالعدل در سفر به هنگكنگ در كلوپ روتاری حاضر و سخنرانی كرد.9 اولینگا از دیگر سران بهائیت در سفر به جامائیكا در باشگاه لاینز سخن گفت.10 بهائیان میكوشیدند اعضای فراماسونری و تئوسوفی را به بهائیت جذب كنند، از جمله «هارلان اوبر» موفق شد دكتر هرمان گروسمن عضو مجمع تئوسونی را به عضویت بهائیت درآورد.11 بهائیان شهر سااورك برزیل نیز آثار بهائی را در كلوپهای روتاری و لاینز پخش میكردند.12 در سفر جمعی از بهائیان به آفریقا، آنان در كلوپ روتاری شهر آروشا حضور یافته و با اعضاء [درباره بهائیت] صحبت كردند.13 در 1332 بهائیان جشن صد سالگی فرقه خود را در اقدامی معنادار در سالن بزرگ لژ فراماسونری آمریكا به نام «معبد مدینه» برگزار كردند.14 مجله روتاری اسرائیل به مناسبت صدمین سال تأسیس خود پشت جلد مجله، عكس حسینعلی نوری را چاپ كرد و قسمتی از آثار او را نیز در مجله درج نمود.15
در سالهای نهضت ملی شدن نفت، شاهد تشكیل لژ همایون در ایران هستیم كه یكی از كاركردهای اصلی آن مقابله با نهضت ضد استعماری نفت، و جاسوسی برای انگلیس بود. یكی از اعضای این لژ دكتر ذبیح قربان از اعضای فرقه بهائیت بود كه نفوذ فراوانی در شیراز داشت. او رئیس دانشكده پزشكی دانشگاه شیراز و عضو مؤسس لژ دیگری به نام حافظ نیز بود.16 قربان در رژیم پهلوی، تا ریاست دانشگاه شیراز نیز بالارفت. او دارای پنجاه سمت رسمی و غیررسمی در كشور بود. وابستگی وی به بریتانیا به قدری آشكار بود كه مردم شیراز هنگامی كه كنسولگری انگلیس در شیراز مدتی تعطیل شد میگفتند: احمق آن كس است كه با بودن قربان از تعطیل كنسولخانه خوشحال شود!17 ذبیح قربان با همكاری مستر شارپ انگلیسی (كشیش كلیسای شمعون غیور شیراز) آرم دانشگاه شیراز را با استفاده از علائم مسیحیت صهیونیستی (سپر عیسویان در جنگهای صلیبی علیه مسلمانان) سفارش داد كه استاد محیط طباطبایی از آن پرده برداشت.18
امیرعباس هویدا، بهائی دیگری است كه به عضویت لژهای ماسونی درآمد و بیش از 13 سال نخستوزیری رژیم پهلوی را عهدهدار بود. جد و پدرش از بهائیان مشهور بودند (جدش محرم راز بهاء و عباس افندی بود). هویدا نیز در لژ فروغی عضویت داشت.19 در دوره نخستوزیری او بهائیت توانست اركان دولت و نظام را درچنگ خود گیرد و عضو لژ بزرگ ایران و موقعیت خود را تقویت كند. منصور روحانی، عضو كابینه هویدا، و وزیر آب و برق و كشاورزی و منابع طبیعی، دیگر بهائی ماسن آن روزگار بود. او عضو لژهای مولوی، سعدی و مشعل بود و در كلوپ روتاری نیز عضویت داشت.20 همچنین، دارای رابطه نامشروع با وقیحترین خواننده زن عصر پهلوی (عهدیه) بود، كه از بازگوكردن اسناد تكان دهنده آن شرم داریم. منوچهر تسلیمی، دیگر بهائی فراماسون و عضو لژ ابنسینا بود كه در آن لژ به مقام سرپرست اول و قائممقام استاد اعظم رسید. وی،كه در 1339 دبیر لژ مولوی نیز شد، در كابینه هویدا عهدهدار وزارت بازرگانی و اطلاعات بود. عباس آرام وزیر خارجه كابینه، دیگر بهائی فراماسون دستگاه پهلوی بود كه در لژ ستاره سحر عضویت داشت.21 این موارد، شمهای از ارتباط بهائیت و فراماسونری در ایران بود كه به آن پرداختیم.
ارتباط سران بهائیت با فراماسونری در جهان، موضوعی است كه تحقیق و تعمق بیشتری میطلبد. فراماسونری و بهائیت در ایران و جهان اسلام، دارای اهداف مشترك بوده و از منشاء مشتركی نیز حمایت میشوند. خاستگاه اصلی فراماسونری، اندیشههای (در گوهر) صهیونیستی و آرمانهای صلیب ــ صهیون و به اصطلاح رایج: مسیحیت صهیونیستی است. از سوی دیگر، پیوند عمیق سران بهائیت با صهیونیسم و خدمات آنان به مسیحیت صهیونیستی، باعث نزدیكی این دو جریان به یكدیگر شده است. استعمار میكوشد از این دو، به مثابه ابزاری جهت شكستن اقتدار و صلابت فرهنگی جهان اسلام، و نفوذ در اركان حكومتهای سرزمینهای اسلامی، سود جوید ــ واقعیت تلخی كه، مقابله با آن، هوشیاری نخبگان سیاسی و فرهنگی جهان اسلام را طلب میكند.
علی رجبی
----------------
پینوشتها:
20. همان، ص 375 و اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
----------------
منبع: نشریه یاد ایام - شماره 29 1. ابراهیم صفایی، پنجاه نامه تاریخی، دوران قاجاریه، ص 121 2. مائدههای آسمانی، 9/144 3. اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، اسناد حبیب ثابت 4. آهنگ بدیع، سال سوم، ش 15 و 16، ص 16 5. آهنگ بدیع، سال هشتم، ش 6 و 7، ص 128 6. آهنگ بدیع، س 21، ش 7 و 8، ص 208 7. اخبار امری، سال 1347، ش 3، صص 186-187 8. اخبار امری، سال 1347، ش 6 و 7، ص 447 9. اخبار امری، سال 1356، ش 2، ص 77 10. اخبار امری، سال 1349، ش 12، صص 332-333 11. آهنگ بدیع، سال 18(1342)، ش 1، ص 27 12. اخبار امری، سال 1347، ش 6 و 7، ص 457 13. اخبار امری، سال 1353، ش 6، صص 176-177 14. آهنگ بدیع، سال هشتم (1332)، ش 6 و 7، ص 114 15. اخبار امری، سال 1351، ش 1 16. رائین. فراموشخانه و فراماسونری در ایران، ج 3، ص 380 17. همان، ص 385 18. همان، ص 385 19. رائین، همان، ص 680 21. رائین، ج 3، ص 527.
نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
/گفتوگو با یك عضو فرقه بهائیت بازداشت شده در اغتشاشات 88/ موسوی و كروبی از دیدگاه بهائیان
دوشنبه 24 خرداد 1389 09:39نوع مطلب :مقالات ،
خبرگزاری فارس: مدام به ما میگفتند كه فعالیتهای ما باید پروسهدار باشد و نباید ناامید باشیم و قطعا اتفاق مهمی خواهد افتاد. همه بهائیان زبان همدیگر را میفهمند و كدها را درك میكنند. بهائیان تمامی قدرت خود را به خدمت گرفتند تا بار دیگر دوستان اصلاحطلب خود را به دولت بفرستند اما با شكست روبهرو شدند.

تاریخ معاصر ایران سرشار از ظهور و بروز فرقههایی است كه تمامی تلاش خود را برای به چالش كشیدن دین اسلام و اعتقادات مذهبی مردم ایران به كار بستند اما به طور یقین میتوان گفت، تمام آنها ناكام ماندند و بر اثر همین ناكامی آرام آرام از صحنه حذف شدند. اما در این میان فرقهای با عنوان بهائیت در قرن 19 در ایران ظهور پیدا كرد كه اكثر مورخان آن را ثمره دخالتها و مولود استعمارگر پیر برای مردم ایران میدانند.
"بهائیت " و "ازلیت "، كه از بابیت منشعب شدهاند، دو "مذهب سیاسی " هستند كه طی تاریخ، با استعمار روس و انگلیس در پیوند بوده و از لطف و حمایت آنها بهره داشتهاند. مورخین نیز رهبری بهائیت را در آغاز پیدایش بسته و پیوسته به استعمار تزاری دانسته، و در ادوار بعد (در اواخر جنگ اول جهانی) با امپراتوری بریتانیا در پیوند شمردهاند.
این موضوع تا آنجا ادامه یافت كه این فرقه نفوذ بسیار زیادی در دربار پهلوی دوم پیدا كرد و توانست بخشی از حكومت را برای پیشبرد اهداف خود در اختیار بگیرد. اما به ناگاه با ظهور انقلاب اسلامی همزمان با برچیده شدن ستونهای كاخ قدرت پهلوی، بهائیان نیز از اریكه قدرت به زیر كشیده شدند. این موضوع كه با خشم سران این فرقه در ایران مواجه شده بود باعث شد آنها از همان سال پایه مخالفت خود با نظام جمهوری اسلامی ایران را بنا نهند و در این راه از هیچ كاری فروگذار نكنند.
اما با شروع به كار دولت اصلاحات، بهائیان كمی از خصومت خود با دولتمردان را كنار گذاشتند و در سال 76 نقش جدیدی را به واسطه حضور دوستان خود در رأس دولت تعریف كردند. اما با كنار رفتن دولت اصلاحات از قدرت، وضعیت بهائیان به همان روال سابق بازگشت. از اینرو آنها در انتخابات دهم ریاست جمهوری تمامی قدرت خود را به خدمت گرفتند تا بار دیگر دوستان اصلاح طلب خود را به دولت بفرستند اما با شكست روبهرو شدند. این پایان كار برای بهائیان نبود چرا كه آنها این شكست را فرصتی برای ایجاد تنش در كشور دیدند تا بتوانند از این طریق ضمن گسترش این فرقه انتقام 30 ساله خود از نظام جمهوری اسلامی را بگیرند. آنها نیروهای خود را به خیابانها فراخواندند و در كنار تمامی گروههای معاند حاضر در آشوبها از هیچ عملی فروگذار نكردند و حتی در روز عاشورا فرماندهی اصلی هدایت اغتشاشات را به عهده گرفتند.
آنچه در ادامه میآید گفتوگو با "ز.ش " یكی از بهائیانی است كه در روز عاشورا دستگیر شده است. وی در این گفتوگو به نحوه سازماندهی بهائیان از سوی تشكیلات آنها در ایران برای حضور در اغتشاشات اشاره میكند. گفتنی است، اگرچه در ابتدای این گفتوگو این بهائی دستگیر شده تلاش میكند اطلاعات دقیقی از نقش تشكیلات بهائی در بروز اغتشاشات به خبرنگار ما ندهد و حتی تلاش برای پنهان نگه داشتن ارتباط دقیق تشكیلاتی خود با طرح مسائلی همچون دریافت پیامك درایام انتخابات داشت (درحالی كه در آن ایام پیامك قطع و حتی ارتباط با تلفن همراه در بسیاری از مواقع ممكن نبود) اما در ادامه و با پیشرفت مصاحبه، وی سخنان جالبی را به زبان میآورد. نحوه سخنان وی و اعترافاتش در خصوص طرحهای بهائیان در طول این مصاحبه به گونهای بود كه به دلیل رعایت مسائل امنیتی این نكات به اجبار از متن مصاحبه حذف شد.
***
*با توجه به اینكه شما عضو فرقه بهائیت هستید، سؤال من از شما این است كه چه چیز بر شما گذشت و چه دستوراتی از تشكیلات و از بیت العدل گرفتید كه در حوزه انتخابات و وقایع پس از آن به خصوص واقعه عاشورا وارد شوید؟
-درست است كه من یك بهائی هستم اما زیاد در تشكیلات نبوده و ارتباط چندانی با آنان ندارم.
*اما شما در اعترافات خودتان گفته بودید، در تشكیلات حضور جدی داشتید.
-عرض كنم كه تشكیلات شامل دو بخش میشود. یكی ضیافتهای 19 روزه است و دیگری تشكیلات خادمین كه كمیسیونهایی مانند كمیسیون فرهنگی، هنری یا كلاسهای روحی در آن برگزار میشود یا خودشان كلاسهایی برگزار میكنند تا فرد یا افرادی را جذب كنند. من در این تشكیلات 5 یا 6 سال بیشتر حضور نداشتم و فقط در ضیافتهای 19 روزه شركت میكردم. البته وقایع و اتفاقات را از مادرم میپرسیدم.
* در مورد تشكیلات و دستورگیری از بیت العدل چیزی نگفتید.
-در مورد سؤالی كه شما داشتید،باید بگویم گفته میشد دستوری مبنی بر حضور و فعالیت در انتخابات از سوی بیت العدل صادر شده است اما من در این زمینه چیزی ندیدم چرا كه تا آن جا كه ما میدانیم قرار بر عدم دخالت در سیاست است.
*اما اسنادی وجود دارد كه به صورت آشكار در اینترنت نیز انتشار یافته و اینكه بهائیت در آخرین انتخابات شورای شهر اولین ورود تشكیلاتی خود در عرصه انتخابات را انجام داد. البته مقداری چالش پیدا كرد چراكه در یكی از شهرستانها با مشكل روبهرو شد. در انتخابات نهم ریاست جمهوری هم به طور جدی در انتخابات حضور داشتید. لذا با توجه به شعار عدم دخالت در سیاست برای آنكه ایجاد چالش نشود بیتالعدل پیام داد كه منظور ما برای مشاركت در انتخابات این است كه افراد در كشورهای خودشان حضور موثر داشته باشند تا از این طریق موضوع را لاپوشانی كنند.
-بله! بنده هم این موضوع را به خاطر میآورم كه هر كسی میخواهد و دوست دارد، میتواند در انتخابات شركت كند. بله، این یك تضاد است و من حق را به شما میدهم. اما باید بگویم كه درباره روز عاشورا(سال 88) هیچ وقت كسی مستقیم نیامد بگوید كه بروید و در وقایع عاشورا شركت كنید. اما به طور مثال از طریق پیامك یا گفتهها و پیشنهادهای بچهها ما كارهایی را انجام میدادیم. به طور مثال بچهها میگفتند كه ما هم روی پشت بام میرویم و به جای الله اكبر میگوییم: "اللهابهی ". من هم این كار را میكردم.
* اما ابهی چطور آمد و جای اللهاكبر را گرفت؟
-آنها میگفتند كه اللهاكبر برای مسلمانان است اما شما برای اینكه چهره خودتان را حفظ كنید، اینگونه شعار دهید.
*خب! وقتی بالای پشت بام این طور شعار می دهید،پس شما به عنوان بهائی در جریان حوادث سال گذشته تحركاتی داشتید، اما نگفتید نحوه حضور و فعالیت شما چگونه بود؟
- باید بگویم كه همان پیامكها و ایمیلها و پیامهایی كه آقای "غ "برای من فرستاد باعث شد فكر كنم جامعه بهاییها در حال تكاپو است و آنها هم حركتهایی انجام میدهند. ایشان به من برای مناسبتها پیامك میزد. خود این موضوع كمی عجیب بود. چرا كه جامعه [بهائیت] هیچ وقت كاری به این كارها نداشت. از طرف دیگر در آن موقع دستوری پیرامون حضور وجود نداشت اما وقتی كه گروههای بهائی برای بازی فوتبال دور هم جمع میشدند یكی یكی اخبار و فعالیتهایشان را به یكدیگر میگفتند و از این طریق من برخی فعالیتها را شروع كردم و وارد موضوع شدم.
*پیامكها و پیامهایی كه از آقای "غ " دریافت میكردید، دستوری بود یا بهگونهای بود كه باید این پیامها را توزیع میكردید؟
-یك سری از این پیامها با توجه به اینكه از دوستان نزدیك به دست من میرسید، حالت رسمی برای من داشت. من هم این پیامها را برای برخی بچهها میفرستادم.
*حالا كه در تظاهرات شركت میكردید به شما گفته بودند دنبال چه نوع حكومتی هستند؟
-این سؤال اتفاقا برای خودم هم پیش آمده بود كه در این خصوص حتی سؤال هم كردم. دقیقا پرسیدم اگر ما در این راهپیماییها شركت كردیم و همه آمدند و بهائی شدند سیستم حكومتی چه خواهد بود؟ آنها هم جواب دادند كه معلوم نشده چه باشد اما بهتر است سلطنتی باشد.
* اما وقتی من كتاب نگاه بیتالعدل به جامعه جهانی را مطالعه میكردم در آنجا چیزی به نام سلطنت نیاورده بودند و حتی در پیامهای میرزا حسن علی نوری (بهاءالله) یا عباس افندی (عبدالبهاء) یا شوقی و حتی اشارات آنها چیزی درباره شكل حكومت به صورت سلطنتی نبوده است.
- من این را نمیدانم. آنها به ما میگفتند كه این را بهاءالله و عبدالبهاء گفتهاند.
*من به جرأت میتوانم بگویم كه حدود 80 تا 85 درصد منابع بهائی را ورق به ورق مطالعه كردهام. متأسفانه یك سری فاكتورهایی را امروز میگویند كه تا به حال آنها را ندیدهام و موضوع برایم گنگ است. به طور مثال بهائیتی كه مدعی جهانی شدن است، در آن عنصر بهائی چه نقشی دارد؟ بگذریم. به طور واضحتر شما در طول وقایع اخیر چه كارهایی انجام دادید؟
-در این خصوص باید بگویم، جامعه یك شور و شوق و تب بالایی برای به خیابان آمدن و دفاع از كاندیدای مورد نظر خود را داشت. از طرف دیگر ما برای بازی فوتبال كه جمع میشدیم، بچهها(بهائیها) از اتفاقاتی كه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در فلان خیابان افتاده و همچنین از سنگپرانیها و غیره خبر میدادند. در كنار این اخبار هم میگفتند كه اگر موضوع ادامه دار باشد چالشی به وجود میآید كه احتمالاً به نفع ما خواهد بود. بنده كلا تا همین میزان در داخل داستان بودم. البته من یك سری از مسائل را هم از فیسبوك دنبال میكردم و قرارها و تجمعات را از این سایت متوجه میشدم. البته با توجه به وضعیت پدرم و اینكه من از طرف خانواده پدری مصون بودم زیاد جالب نبود كه وارد این قضایا شوم چون ممكن بود شناسایی شوم.
*شما كه میگویید نمیتوانستید در تجمعات شركت كنید اما چرا در اكثر تجمعات غیرقانونی حضور داشتید؟
- اتفاقهای انتخابات آدم را غیرمستقیم كنجكاو میكند كه موضوعات را پیگیری كرده و ببیند حالا هفته بعد چه میشود یا روزی كه اینها قرار است جمع شوند چه اتفاقاتی میافتد؟ اینها خودش آدم را قلقلك میدهد. البته بچهها میگفتند كه قرار است هفته دیگر اتفاقات خیلی بزرگی بیفتد و از این طریق ایجاد هیجان میكردند. آنها تحلیل میكردند و وقایع را توضیح میدادند و نهایتاً نتیجهگیری میكردند و مدام از اتفاق بزرگ سخن میگفتند و ما همیشه منتظر بودیم كه هفته بعد همه چیز برگردد و دیانت بهائی كل كشور را بگیرد. در خصوص پیامهای بیتالعدل هم باید بگویم كه وقتی پیامی میآمد همه موظف بودند هرجا هستند به اندازه مورد نیاز خود از پیامها مطلع شوند. به طور مثال در ضیافت 19 روزه ناظم جلسه (انتحالات) بعضی از پیامهای بیتالعدل را تنها به بخشی از آن اشاره میكردند اما پیامهایی بود كه به طور مستقیم از بیت العدل برای بهاییهای ایرانی صادر میشد كه این پیامها به طور كامل قرائت و ما موظف به اجرای آن بودیم.
*ممكن است توضیح بدهید ردههای بالا شما چطور شما را هدایت میكردند؟ چون شما میگویید هدایتی در كار نبوده است اما تشویق یا فضا سازی به خوبی در جریان بهائیت دیده میشود.
-آنچه در تشكیلات در قالب دستور میآید، دارای یك سری پارامترهایی است. از سوی دیگر همه بهائیان زبان همدیگر را میفهمند و كدها را درك میكنند. بنابراین لازم نیست بیایند و رسما بگویند، آهای به خیابانها بروید و در تظاهرات شركت كنید. به طور مثال وقتی كه میگوید شما مجاز هستید كه در تظاهرات شركت كنید برای افراد بیرون از تشكیلات معنی سادهای دارد اما برای من كه داخل تشكیلات هستم جور دیگر معنی پیدا میكند. بنابراین بعد از این پیام ناظم منطقه در كلاسهای موسیقی یا فوتبال بهائیان شركت میكند و دستورات لازم برای تظاهرات را میدهد. به طور مثال میگوید سطل آشغال آتش بزنید یا شیشهها را بشكنید و به فلان جا حمله كنید. بنابراین پیام برای افراد غیربهایی یك برداشت دارد و برای ما معنای دیگر. یا به طور مثال وقتی كه به ما دستور داده میشود كه در انتخابات شركت كنیم یعنی باید در فعالیتهای سیاسی هم حضور داشته باشیم یا اینكه گفته میشود در تجمعات مسالمتآمیز شركت كنید یعنی در راهپیماییها و اغتشاشات نیز حضور داشته باشید.
*پس در حقیقت منظور شما از این حرف كه به ما دستور مستقیم نمیدادند این بود كه دستورات به صورت دوستانه و در قالب دیگری ابلاغ میشد.
-بله، درست است. نكته اصلی اینجاست كه دستورات از بالا به پایین با یك حالت رفاقتی به ما ابلاغ میشود. یعنی مستقیم نمیگویند كه فلان كار را انجام دهید. چون این موضوع باعث برهم خوردن وجهه آنها میشود. اما به طور مثال به ما اجازه حضور در راهپیمایی مسالمت آمیز را میدهند و بعد از طریق دوستان یا ناظم منطقه تحریكاتی صورت میگیرد كه مثلا ما باید حق خودمان را بگیریم و یا اگر حضور پیدا كنیم قطعا پیروز هستیم. بنابراین من هم در یك فضای دوستانه قرار میگیرم و این موضوع را میپذیرم. بنابراین وقتی در یك جمع دوستانه صحبت از گرفتن مطالبات میشود، این موضوع سلسله وار بالا میرود و به یك دستور و برنامه ریزی تبدیل میشود. از این طریق هیچ كس متوجه نمیشود كه ممكن است دستور ایجاد اغتشاش و ناآرامی از بالا صادر شده باشد.
*اشاره خوبی در مورد تحریكات روانی داشتید. ممكن است توضیح بدهید اینها چه تیپ تحریكاتی را انجام میدادند؟ این تحریكات از جانب چه كسی بود؟ به طور مثال ناظم جلسه به صورت مستقیم شما را تحریك میكرد یا از طریق افراد دیگر این تحریكات را انجام میدادند؟
- من به صورت شخصی با فردی به نام "غ " در ارتباط بودم و هفتهای چند بار او را میدیدم و اطلاعات و اخبار را از وی میگرفتم.
*این آقای "غ " چه كسی است و چه سمتی در تشكیلات شما داشت؟
- "ر. غ " پدرش جزو خادمین بهائی در منطقه امیرآباد و یوسفآباد تهران بود. خودش هم در تشكیلات نقش داشت اما دقیقاً چیزی به من نمیگفت. همسرش هم خانم "ژ. س " از افراد موثر تشكیلات بود.
*نام " ژ.س " برای من خیلی آشناست.
- خانم "ژ " منشی خانم شیرین عبادی و عضو كانون مدافعان حقوق بشر كه توسط شیرین عبادی اداره میشد، بود. وی سابقه بازداشت هم دارد.
*نوع ارتباط شما با "غ "چطور بود؟
- ملاقاتهایی كه ما داشتیم به هیچ عنوان رسمی نبود بیشتر در برنامههای فوتبال یا كلاسهای موسیقی بود. وی همیشه ده دقیقه اول برای ما از وقایع در حال روی دادن صحبت میكرد و توضیح میداد كه چه اتفاقاتی در حال روی دادن است و اینكه بیرون چه خبراست یا فلانی چكار كرده و ما چه كار باید بكنیم؟ علاوه بر این یكسری فیلم هم به ما نشان میداد و مدام به ما میگفت كه فعالیتهای ما باید پروسهدار باشد و نباید ناامید باشیم و قطعا اتفاق مهمی خواهد افتاد. اینها یك نوع حالت ترغیب برای ما بود و هركس دیگر هم جای ما بود تحریك میشد.
* برای تحریك شما بیشتر از چه واژهها و ادبیاتی استفاده میشد؟
- بیشتر "باید حقمان را بگیریم " و اینكه "باید اینها ادامهدار باشد. "
*یعنی پروسه آشوب باید ادامه داشته باشد؟
- بله، منظور همین است. آنها مستقیم میگفتند كه این آشوبها اگر ادامه داشته باشد حتما اتفاقی در آینده نهچندان دور خواهد افتاد.
*در قضایای بعد از انتخابات ما شاهد آتش زدن مسجد لولاگر بودیم كه در همین ارتباط دو نفر از بهاییها نیز دستگیر شدند. سوال من این است كه آیا در خصوص توهین به مسجد و توهین به مقدسات مسلمین هم تحریكی صورت میگرفت؟
- من توضیح دادم كه به صورت مستقیم چیزی به ما نمیگفتند. به خصوص توهین به مقدسات مسلمانان. چراكه اگر این حرف را میزدند ادعاهایشان در خصوص احترام به همه ادیان زیر سوال میرفت اما طبیعی است كه وقتی فردی قصد تخریب دارد و میخواهد اغتشاش كند از كنار هیچ چیز به سادگی نمیگذرد.
*همان طور كه گفتید شما جمعی بودید كه در كلاسهای موسیقی و فوتبال دستورات را میگرفتید. آیا وقتی كه به خیابان میرفتید، بهائیهای دیگر را هم میدیدید؟
- نه. نمیدیدیم. آقای "غ " به طور معمول مسیرها را برای ما مشخص میكرد. به طور مثال میگفت بیایید میدان ولیعصر. بنابراین اگر فرض بگیریم كه ایشان چند گروه را هدایت میكردند عقلانی به نظر نمیرسید كه همه گروههای خودشان را در یك مسیر جمع كنند. به همین خاطر من فكر میكنم یكی از دلایل ندیدن دیگر بهائیها در تظاهرات همین تقسیم مسیر توسط (غ) برای گروههای مختلف بود.
*حالا بعد از این اتفاقات به روز عاشورا رسیدیم، چطور شد كه شما روز عاشورا به خیابان آمدید؟
- روز عاشورا مشخص بود كه قرار نیست یك روز معمولی باشد. این موضوع را میتوان در شعارها، وبلاگها و صحبتهایی كه شده بود متوجه شد. یعنی همه انتظار داشتند كه یك اتفاق بزرگ دیگر بیفتد.
روز تاسوعا آقای "غ " به من پیام داد كه فردا عاشورای سبز است. من ابتدا فكر كردم كه عاشورا به خاطر نماد امام حسین سبز است اما كمی كه گذشت متوجه شدم كه روز موعود روز عاشوراست. روزی كه همه منتظرش هستند و آرمان شهری كه قراراست به یكباره اتفاق بیفتاد در این روز است.
* ساعت هم اعلام شده بود؟
- نه. روز عاشورا من به پدرم گفتم برویم ببینیم چه خبر است. پدرم گفت صلاح نیست برویم. گفتم: ما با ماشین میرویم و یك دور میزنیم. بالاخره قانع شد. ما هم سر حافظ رفتیم. دود همه جا را گرفته و خیابان بسته شده بود.
* آقای "غ " كجا بود؟
- از آقای "غ " هیچ اطلاع و خبری نداشتم، مسأله ارتباط من و آقای "غ " هیچ وقت یك ارتباط سیستماتیك اطلاعدهی و اطلاعرسانی نبود، همیشه پای یك رفاقت در میان بود. ما همیشه اطلاعاتمان را به صورت رفاقتی از او میگرفتیم؛ آدم متوجه نمیشود، شاید این یك حالت دستوری بوده و طرف دستور داشته كه شما بدون اینكه مشخص كنی،آنها را تحریك كن.
* اما حضور شما در عاشورا یك حضور ساده نبود. فكر میكنم یك جای صحبتهای شما مشكل دارد. پس چرا بازداشت شدید؟
- موبایل آقای "غ " تحت كنترل بود. طبیعتاً به كسانی كه پیام میداد و كسانی كه به وی پیام میدادند هم تحت كنترل بودند. روز عاشورا هم من با موبایلم صحبت میكردم و میگفتم كه احتمالاً كار تمامه و جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی است و همه چیز در حال كن فیكون شدن است. همین باعث شده كه یكسری شك و شبهه به وجود بیاید و فكر كنند كه ما قرار است كاری انجام دهیم. به همین خاطر دستگیر شدم.
*اما حكم قاضی درباره شما چیز دیگری میگوید. قاضی كه بدون استناد برای كسی حكم نمیدهد. بنابراین من مطمئن هستم كه شما نمیخواهید ابعادی از این قضیه را بازگو كنید. یعنی شما فقط به خاطر چند تا پیامك دستگیر شدید؟(قابل توجه این كه در ایام اغتشاشات پیامك قطع بود)
- البته تحریك كه مطمئناً از طریق پیامك نبوده و همان طور كه گفتم صحبتهایی كه در دورههای قبل تر در گروه مطرح میشد، زمینه این وقایع را مهیا میكرد. این تحریكات مستمر نیز بوده و هفتهای یك بار میآمدند و توضیح میدادند كه چه اتفاقاتی در حال شكل گیری است. هی طرف تحریك میشود كه چه خوب مثلاً فلان جا مردم ریختند و فلان جا را گرفتند و این مطالبات را داشتند و همین باعث میشود كه طرف فكر كند كه این روز دیگر روز پایانی است و این اتفاقات حتماً خواهد افتاد.
*حالا كمی به عقب تر میرویم. زمانی كه كاندیداها سیر تبلیغاتیشان را طی میكردند. شما چگونه وارد حوزه انتخابات شدید؟ از چه كسی حمایت كردید؟
- در آن ایام به ما تنها گفتند كه به دلیل اینكه آقای احمدینژاد خیلی سفت و سخت در مورد جامعه (بهائی) تصمیم میگیرد میتوانیم در مقابلش بایستیم و گزینههای این كار آقای كروبی و آقای موسوی هستند. بنابراین از این دو نفر حمایت كردیم.
* چرا به این دو گزینه رسیدید؟ چرا بین این دو تا تنها اسم یكی از آنها را نگفتند؟
- به این خاطر كه در دوران اصلاحات جامعه دستش خیلی بازتر بود. میتوانستیم به هركسی كه میخواهیم نامه بدهیم و فعالیتهای بیشتری داشتیم. فكر كنم رسیدن به دو گزینه موسوی و كروبی به این خاطر بود تا از این طریق بتوانند تبلیغات بیشتری به نفع بهائیت انجام دهند و نهایتا بهائیان را به عنوان یك جامعه معرفی كنند. علاوه بر اینكه هر دوی این كاندیداها جزو همان جناح رقیب احمدینژاد بودند.
*پس در واقع با آمدن یكی از این دو نفر احتمال اینكه شما مشروعیت در سیستم نظام داشته باشید، بیشتر میشد؟ تشكیلات از موسوی و كروبی چه انتظاری داشت؟
- همان انتظاری كه زمان آقای خاتمی داشتند. آنها یك خطی را شروع كردند كه اثبات كنند ما هم وجود داریم؛ ما هم میخواهیم رسمی باشیم؛ ما هم میخواهیم فعالیت كنیم. استدلال تشكیلات این بود كه اگر این دو بیایند راحتتر میشود با آنها صحبت كرد. بنابراین بهائیان میتوانند اظهار وجود كنند و برنامههای خود را بگویند و خودشان را معرفی كنند. از دیدگاه بهائیان این دو نفر خیلی متعادلتر نسبت به باقی به نظر میرسیدند.
* برداشتهای شخصی خودت در این خصوص چگونه بود؟ چطور بهائیان بهرغم شعار عدم دخالت در سیاست، در انتخابات شركت میكنند و پس از آن، وارد حوزه آشوبها میشوند؟
- تشكیلات نگاه میكند كه كجا برایش به صرفه است و در كدام بخش میتواند هدفی كه دارد را پیاده كند. به همین خاطر یك موقع میگوید نباید در سیاست دخالت كرد و معتقد است كه اگر دخالت نكند موفقتر است و موقعی هم میگوید كه تو باید وارد سیاست بشوی. این یك پارادوكس است و این سؤال را به وجود میآورد كه این داستان چیست؟ كسی هم در این خصوص نمیتواند سؤال كند. بنابراین به این نتیجه میرسند كه ممكن است با این دو گزینه به نتیجه برسند اما اگر با آنها نیز به نتیجه نرسند قطعا از آنها عبور میكنند و به سراغ تفكرات دیگر میروند. البته باید بگویم كه این برنامهها مربوط به یك روز و دو روز یا 3 ماه و 6 ماه نیست. بلكه چندین سال برای این موضوع برنامهریزی میكنند و تمامی جزئیات را مورد بررسی قرار میدهند.
*شما قبل از انتخابات در ستاد كدام یكی از كاندیداها حضور داشتید؟
- من اصلا ستاد نبودم.
* دوستانت چطور؟ شنیدی كه در ستادهای انتخاباتی باشند؟
- صحبتهایی در این زمینه وجود داشت كه بعضی از بچهها به برخی ستادها میرفتند اما خود من در این خصوص وقت نداشتم.
*روز برگزاری انتخابات كجا بودی؟ موضوع تقلب را چطور شنیدی و اولین پیام چگونه به دستت رسید؟
- روز انتخابات من چیزی نشنیدم چون سیستم پیامك قطع بود اما روز شنبه 23 خرداد یك سری ایمیل در خصوص تقلب گرفتم و در خیابانها هم كاغذهایی در خصوص تقلب توزیع میكردند.
* دقیقا كدام محدوده این اتفاق افتاد؟
- محل كار من در میدان فاطمی بود. ستاد انتخابات آقای موسوی هم در همان محدوده بود. صبح شنبه كه به محل كارم میرفتم فردی سر خیابان بیستون ایستاده بود و یكسری كاغذ A4 پرینت گرفته شده بین مردم توزیع میكرد.
* محتوای كاغذها چه بود؟
- یك نامه از وزیر كشور به آیتالله خامنهای كه در آن میزان واقعی آرای هر كاندیدا را نوشته بود كه بعداً مشخص شد این نامه جعلی بوده است. البته قابل حدس هم بود چون بسیار كودكانه تنظیم شده بود.
* شب انتخابات پیامكی گرفتید كه به چه كسی رأی بدهید؟
- نه. اما بیشتر جوك آمد. همان جوكهای تحریك كننده كه اگر احمدینژاد تا چهارسال دیگر هم باشد فلان اتفاق میافتد.
*دستور غیرمستقیم هم در این خصوص گرفتید؟
- نیاز به دستور نداشت. مشخص بود كه باید به آقای موسوی رای بدهیم. موضوع بیشتر تخریب احمدینژاد بود و تأیید آقای موسوی بود كه مثلاً با آقای موسوی این اتفاقات میافتد و با وجود احمدینژاد این اتفاقات میافتد.
* بعد از طرح موضوع تقلب موضوع تحریكات چطور آغاز شد؟
- با توجه به اینكه سیستم پیامك قطع بود من بیشتر ایمیل دریافت میكردم.
* این ایمیلها از طرف چه كسانی فرستاده میشد؟
- نمیتوان گفت، از طرف فرد خاصی بود. چون هر نفر به صورت اتفاقی از چندین آدرس یك موضوع را برای هزاران نفر میفرستاد و دقیقاً این آدرسها قابل شناسایی نبود. بعد هم این موضوع به یك موج تبدیل شد. به طور مثال در محل كار من یاهو مسنجرهای همكاران پر از پیامهای تقلب بود. بعد از این پیامها هم كه وبلاگها درست شدند و نهایتا كار به صورت واحد در آمد و خود آقای موسوی شروع به دادن بیانیه كردند.
* نقش آقای "غ "از روز شنبه بعد از انتخابات چه بود؟
- اطلاعرسانیها از طریق آقای "غ " صورت میگرفت و ملاقاتهای ما تنها در همان زمانهای از پیش تعیین شده بود و ما دیگر ایشان را نمیدیدیم.
* حالا چرا هفته به هفته؟ غیر از فوتبال و كلاس موسیقی به هیچ وجه همدیگر را نمیدیدید؟
- خیر. چون در همین زمانها ما میتوانستیم تمامی اطلاعات مورد نیاز خودمان را بگیریم. نیازی به ملاقاتهای بیشتر نبود.
* این آقای "غ "شغلش چه بود؟
- عكاس یك شركت تبلیغاتی بود و با خانم "ل. الف " یك تیم را تشكیل داده بودند كه كارهای گرافیكی و تبلیغاتی و تیزر میكردند.
* اسم شركت چه بود؟
- نمیدانم. این كارها در طبقه بالای منزل مادر "غ " صورت میگرفت. ما یك گروه موسیقی هم داشتیم كه در آن آقای "غ " ساز میزد و ما هم دستی به ساز میبردیم... برنامهها هم هفتگی بود. گاهی هم كه به منزل ایشان میرفتیم تیم همكار ایشان را میدیدیم. به همین خاطر در این خصوص اطلاعاتی دارم.
* در محافل هم ساز میزدی؟
- قبلاً ممكن بود این اتفاق بیفتد اما این چند سال آخر خیلی كمتر شده بود. بعضی اوقات كنسرت هم میگذاشتیم، گروه مشتاقی داشتیم. البته آقای "غ " هم با توجه به اتفاقاتی كه افتاد و صحبتهایی كه میكرد از گروه طرد شد و مسئول گروه عذر ایشان را خواست. بارها شده بود كه در ابتدای تمرین "غ "شروع به حرف زدن میكرد و فیلم نشان میداد. یكباره به خودمان میآمدیم و میدیدیم كه اصلا وقت تمرین نداریم و كار گروه عقب افتاده است. بنابراین ملاقاتهای ما به همان فوتبال آخر هفته محدود شد.
* به عنوان سؤال آخر، اولین حضورت در صحنه اغتشاشات كی بود؟
- اولین حضورم 25 خرداد بود كه همه رفتند. دومی هم راهپیمایی 13 آبان بود. آخری هم عاشورا بود كه وقتی بر میگشتم دستگیر شدم.
---------------------------
منبع: پتك جمهوریت
نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
شنبه 29 خرداد ماه؛ دومین كرسی «هماندیشی قرآنی» در باشگاه رادیویی قرآن برگزار میشود
سه شنبه 18 خرداد 1389 12:35نوع مطلب :اخبار ،
خبرگزاری فارس: دومین و سومین «كرسی هماندیشی قرآنی» در روزهای 29 خرداد و 12 تیر، با دو موضوع قرآن و مستشرقان و نسبت فرقه بهائیت با شبههافكنی در قرآن، در باشگاه رادیوئی قرآن برگزار میشود.

وی همچنین ورود به این جلسه را برای عموم آزاد اعلام كرد و گفت: علاقهمندان برای حضور در این كرسی میتوانند با شماره تلفن 22652369 گروه قرآن و اندیشه رادیو قرآن تماس بگیرند.
مدیر گروه قرآن و اندیشه رادیو قرآن، زمان برگزاری سومین كرسی هماندیشی را نیز شنبه 12 تیرماه، در مكان مذكور از ساعت 16 تا 19 اعلام كرد.
به گفته وی این كرسی با موضوع فرقه بهائیت و نسبت آن با «شبهه افكنی در حوزه قرآن» و با حضور دكتر موسی حقانی، رئیس مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران و دكتر مهدی گلجان، مدیر عامل بنیاد اندیشه اسلامی و استاد تاریخ، با اجرای محسن شریفزاده پژوهشگر در زمینه بهائیت و مدیر شبكه رادیویی صدای آشنا برگزار خواهد شد.
نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
