http://bahaism-news.blogfa.com

بهائیت

بیانات امام خمینی در مورد نقش روحانیت در احیای اسلام

سه شنبه 13 بهمن 1388  12:20

نوع مطلب :بهائیت در صحیفه نور امام خمینی(ره) ،

*** صحیفه نور جلد 1 صفحه 8تا14 تاریخ: 1341/1/10

بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات امام خمینی در مورد نقش روحانیت در احیای اسلام
خداوندا! زبان ما را از بیهوده گفتن و جدال و لغو و دروغ حفظ بفرما. (الهی آمین) خداوندا! قلوب ما را به نور اسلام و روحانیت روشن بفرما. (الهی آمین) خداوندا! گوش شنوا عنایت بفرما به سلاطین دول اسلام به روسای جمهور دول اسلامی، به نمایندگان مجلسین دول اسلامی، به نخست وزیران و وزرای دول اسلامی، به روسای دانشگاه های دول اسلامی، به كارفرمایان و كارمندان دول اسلامی خداوندا! آنها را قرار بده ....

رژیم پهلوی، خونخوارتر از مغول
و این سال برای روحانیت، از جهتی بسیار بد سالی بود و از جهتی بسیار خوب سالی بود. بد بود برای اینكه یك مملكتی كه باید به دنیا معرفی بشود به اینكه مملكت صحیحی است، هیئت حاكمه درستی دارد، دستگاه عدالت دارد، دادگستری دارد، محاكم قضائی دارد، اقتصادش خوب است، زراعتش خوب است، یك مملكتی كه باید به صلاح و به صحت معرفی بشود، در جامعه بشر معرفی شد به مركز فساد و مركز هرچیزی كه شما بخواهید اسمش رابگذارید، از آن بدتر بخواهیم بگوییم مثل زمان مغول است، نمی توانیم همچنین بی احترامی ای رابه مغول بكنیم. آنها یك جمعیتی بودند كفار و شاید مهدور می دانستند دم ما را و وارد شدند در مملكت برای گرفتن مملكت اجنبی، آنهم مملكتی كه برخلاف مسلك آنها و دیانت آنها بود و كردند آن كارهایی را كه كردند.  
اینجا در این قضایا، اینها مدعی اسلام هستند، مدعی ایمان هستند، مدعی تشیع هستند، در عین حال كه با این ادعاها امرار روزی می كنند و امرار حیات می كنند كارهایشان همان كارهایی است كه مغول باید انجام بدهد، چنگیز باید انجام بدهد. در مراكز علمی می ریزند، خون بچه های 16 ساله و 17 ساله می ریزند، خراب می كنند مكتبهای علمی را، به علما اهانت می كنند، فحش های ناموسی می دهند، در حبس می برند، زجر می كنند، می كشند، می زنند، خونخواری می كنند، در عین حال نطق می كنند، اظهار اسلامیت می كنند، اظهار تشیع می كنند، اظهار كسب كرامت می كنند. آنها دیگر نمی گفتند كه ما شیعه هستیم، دشمن بودند با ما، در حال تهاجم وارد شدند در مملكت ما، اینها با حال دوستی و ادعای دوستی ادعای تشیع،بالاتر از تشیع، با این ادعاها این اعمال را انجام داده اند و می دهند.

نقشه رژیم، نابودی قم شهر جنود حق
من به شما عرض كنم كه مطلبی نیست كه مال این چند ماهه باشد، این یك مطلب ریشه دار است، مطلبی است كه مال چندین سال پیش از این است، اگر نگویم چهل و چند سال پیش از این لااقل بیست سال پیش از این است كه اینها نقشه شان این بود كه قم نباشد. در زمان حیات مرحوم آقای بروجردی رضوان الله علیه هم نقشه این بود كه ایشان نباشند و قم نباشد. قم را با منافع خودشان مضر می دانند. قم یك شهر حق است، جنود ابلیس جنود حق را با مقاصد خودشان مخالف می دانند. در همان زمان ایشان هم نسبت به ایشان تعبیراتی می شده است كه من نمی توانم در این منبر عرض كنم. همان وقت بوده است كه، نقشه خارجی این بوده است كه قم نباشد تا ما هركاری می خواهیم انجام بدهیم و یك نفس كش در مقابل ما صحبت نكند، حرف نزند، بحث نكند، ایراد نكند، اعتراض نكند. اینها از همان زمان مرحوم آقای بروجردی (اگر نظر است )چهل و چند سال پیش از این، از زمان مرحوم آقای بروجردی این نقشه را داشتند منتهی با بودن ایشان می دیدند كه مفسده دارد اگر بخواهند كارهایی را انجام بدهند. بعد از اینكه ایشان تشریف بردند به جوار رحمت حق تعالی، از همان اول اینها شروع كردند به اسم احترام از مركزی، كوبیدن آن مركز دیگر را، نه از باب اینكه حبی به آن مركز را داشتند، به هیچ مركزی از مراكز دیانت،اینها احساس حب نمی كنند، نه از باب اینكه به نجف علاقه داشتند، از باب اینكه قم را نمی خواستند، قم موی دماغ بود، نزدیك بود به اینها، مفاسد را زود ادراك می كرد و كارهای اینها زود در آن منتشر می شد. اینها قم را نمی خواستند منتها نمی توانستند به صراحت لهجه بگویند قم نه، می گفتند نجف آره، مشهد آره. در قم چیزی به نظر نمی خورد، فهمیدند كه چیزهایی به نظر می خورد، چیزهایی به چشم می خورد، چیزهایی به دهان می خورد، به گوش می خورد، فهمیدند كه نه، آنطور نبوده است. اینها از آنوقت نقشه كشیدند برای نابودی روحانیت و دنبالش نابودی اسلام و دنبالش به نفع رساندن اسرائیل و عمال اسرائیل.  
از اول مطلب اینطور بود. منتهی در پرده بود، اعلام نكرده بودند مطالبشان را، گاهی اعلام می كردند لكن مضمضه می كردند مطالب كفر خودشان را. بعد از فوت ایشان ابتدائاً یك نقشه شیطانی كشیدند و در بلاد ایران، آنجاهایی كه من مطلع شدم، از مردم می خواستند التزام بگیرند به اینكه شمابه فلان مركز تلگراف كنید و انتخاب كنید فلان مركز را، نه از باب اینكه علاقه به آن مركز داشتند، از باب اینكه این مركز را نمی خواستند. مردم اعتنا نكردند به آنها.  
دنبال آن نقشه ها كشیده شد، دولت ها سر كار آمد، نمی دانم به آن دولت ها این پیشنهادها شد و قبول نكردند، یا اینكه نتوانستند اینقدر بی شرافتی بكنند. شاید شریف بودند، عالم بودند، دكتر بودند، مهندس بودند و نتوانستند با همه مراكز علم مخالفت كنند، تااینكه منتهی شد به اینكه باید دولت، دولتی باشد كه علم نداشته باشد، قدر علم را نداند، تا كلاس پنج بیشتر درس نخوانده باشد آنهم در كرج تحصیل اجازه نامه با اعمال نفوذ كرده باشد، نداند معنای علم چه هست، نداند معنای دیانت چه هست، نداند نقش روحانیت در بقای این مملكت چیست، نفهمد مطالب را، سربسته و چشم بسته به او دیكته كنند و بگوید و نفهمد چه می گوید و بكند و نفهمد چه می كند.

قضیه، معارضه با اسلام است
دیدیم كه از اولی كه این دولت بیسواد و بی حیثیت روی كار آمد، از اول هدف، اسلام را قرار داد، در روزنامه ها با قلم درشت نوشتند كه بانوان را حق دخالت در انتخابات داده اند لكن شیطنت بود، برای انعكاس نظر عامه مردم به آن موضوع بود كه نظرشان به الغا اسلام و الغا قرآن، درست نیفتد و لهذا در اولی كه اینجا ما متوجه شدیم و اجتماع شد و آقایان مجتمع شدند با هم برای علاج كار، توجه ما در دفعه اول منعطف شد به همان قضیه، بعد كه مطالعه كردیم، دیدیم آقا قضیه، قضیه بانوان نیست، این یك امر كوچكی است، قضیه معارضه با اسلام است. ((منتخب و منتخب، مسلمان لازم نیست باشد، حلف به قرآن لازم نیست باشد، قرآن را می خواهیم چه كنیم!)) بعد كه مصادف شدند با تودهنی از ملت مسلم، تعبیر كردند حرفشان را به اینكه خیر مراد ما از كتاب آسمانی قرآن است. ما هم از آنها پذیرفتیم به حسب ظواهر شرع لكن به مجرد اینكه اینها یك چند نفر عمله را دور خودشان دیدند و یك زنده باد و مرده باد را دیدند، باز همان مسائل خبیثشان را از سر گرفتند، همان مطلبی را كه ابطال كرده بودند دوباره از سر گرفتند، دوباره ((تساوی حقوق من جمیع الجهات)) تساوی حقوق من جمیع الجهات پایمال كردن چند تا حكم ضروری اسلام است، نفی كردن چند تا حكم صریح قرآن است. بعدش باز دیدند كه مصادف شد با یك ناراحتی ها و یك حرف ها و یك چیزهایی، حاشا كردند، وزیرشان یك جا حاشا كرد، امیرشان یك جا حاشا كرد.  
در روزنامه ها به صراحت لهجه نوشتند كه بردن بانوان به سربازی، تصویبش در دست تنظیم است لكن بعد از آنكه دیدند كه خیلی فضاحت بار آمد، مردم ناراحت شدند، همان نوكرهای ارباب به حسب واقع هم ناراحت شدند، وقتی دیدند ناراحت شدند، گفتند اكاذیب است. پرونده سازی خواستند بكنند، پرونده سازی های بچگانه، مضحك بكنند.

حمله عمال رژیم تحت لوای دهقان ها به اسلام و مراكز علم
این سال بد بود برای اینكه حمله به اسلام زیاد شد، حمله به قرآن زیاد شد، مراكز علم را كوباندند به حسب توهم خودشان، بچه های ما را، عزیزهای ما را زدند، سرهایشان را شكستند، پاهایشان را شكستند، بعضی شان را كشتند، ازپشت بام ها انداختند. اگر اینها دهقان ها بودند پس چرا این دستگاه انتظامی كمكشان می كرد اینكه دیگر مخفی نبود، این را صدهزار جمعیت از توی خیابان ها و از توی شهر و از توی مدرسه خوب می دیدند كه دستگاه شهربانی دارد كمك مستقیم می كند، این دهقان ها را كمك می كرد بر ضد اسلام. اگر راست می گویند كه دهقان ها بودند، پس چرا وقتی كه مرضای ما را بردند در مریضخانه ها، شهربانی و اینها فرستادند گفتند: ((دشمن های اعلیحضرت رامی برید در مریضخانه پدرتان را در می آوریم، اینها باید بروند.)) اگر دهقان ها بودند، به اعلیحضرت چه كار دارند اگر كماندوها بودند و آنهایی كه مربوط به خود ایشان است و از دستگاه خود ایشان هست، با قول ایشان بوده با فرمان ایشان بوده است و یا بدون اطلاع و بدون فرمان اگر با اطلاع هست، خوب بگویند ما تكلیفمان را با ایشان بفهمیم، خوب بفهمیم ما طرفمان كی هست یك نفر است اصلا اگر اینطور نیست خوب بگویند تا ما بفهمیم كه این كماندوها سرخود آمدند و همین طور بیخود، بیخودی آمدند یا سازمان امنیت اینها را آورد، یا شهربانی ها آوردند، یا نخست وزیر امر كرد، یا فلان وزیر فلان امیر امر كرد خوب بگویند چه كسی این كارها را كرده، چرا حاشا می كنند، پیش هر كسی می روی، گردن دیگری می گذارند. به هر كسی اعتراض می كنی، به دیگری نسبت می دهد. دستگاه شهربانی می گوید كه سازمان امنیت، سازمان امنیت می گوید شهربانی، دوتای آنها می گویند امر اعلیحضرت. راست می گویند كه امر اعلیحضرت است اعلیحضرت با دیانت اسلام مخالف است واقعا با قرآن مخالف است اعلیحضرت به حسب قول اینها اگر مخالف هست آن حرفها چی هست دیگر آنهمه كسب و كرامت كجاست اگر مخالف نیستند پس چرا جلوگیری نمی كنند از این وحشیگری ها چرا تو دهنی نمی زنند به این شهربانی ها، به این سازمان ها، به این نخست وزیرها ایشان كه فعال مایشائند، می توانند یك همچو كاری را بكنند. حالا كه دیگر مطلبی نیست، برگرد به عصر سابق و قبل از صد سال پیش از این، حالا كه مطلب اینطوری است، خوب بزنند تو دهنی به اینهایی كه كار بد می كنند، كارهای خلاف اسلام می كنند، كارهای خلاف دیانت می كنند و نسبت می دهند به ایشان، تبرئه كند خودش را. آقا، نمی شود سلطان اسلام با اسلام مخالف باشد، نمی شود این. اگر نیستند بگویند، اظهار كنند، اظهار تاسف كنند به اینكه مردك آمده است ریخته مدرسه فیضیه را خراب كرده است. بنده باز مسایل این جوان های خودمان را ندیدم و بعد از مباحثه می روم می بینم، اول وقتی است كه می روم می بینم، بروم آنجا یك فاتحه ای بخوانیم برای آنهایی كه كشته شدند، یك اظهار تاثری بكنم برای آنها، اینها كه نمی گذارند ما فاتحه هم بگیریم. اگر دهقان ها كردند، پس چرا نمی گذارید، فاتحه بگیریم چرا فاتحه تهران را به هم می زنید.

سال 41، سال مفتضح شدن هیئت حاكمه
سال بدی بود برای اینكه مفتضح شد هیئت حاكمه، مفتضح شد دستگاه جبار و ما نمی خواستیم. ما نمی خواهیم كه مملكت ما در خارج معرفی بشود كه همچنین عناصر خبیثی سر كارند، ما نمی خواستیم این را. ما می خواهیم كه مملكت ما از آن نقطه اولیش تا آن آخرش جوری باشند، طوری سلوك بكنند كه مایه افتخار یك مملكتی باشد، بگویند آقا ما امیر كبیر داریم، وزرا سابق، مشاورین سلاطین سابق علما بودند، علی بن یقطین بوده است، گاهی ائمه اطهار علیهم السلام - بوده اند، حالا مشاورین چه كسانی هستند اسرائیل! مشاورها اسرائیل! از یهود آن بزرگ شده است. دو هزار نفر بهایی را به اقرار خودشان در روزنامه دنیا (بعد فردا مردك نگوید كه اشاعه اكاذیب است، در روزنامه دنیا دو هزار نوشته است) اسرائیل بهایی را، اسم بهائی نیاورده است، بعضی وابستگان به بعضی از مذاهب (اسمشان را مذهب گذاشت!) دو هزار نفر را و می گویند پنجهزار است، دو تایش را اینجا نوشته است (این كه نوشته حالا) اینها با كمال احترام، نه مثل حاجی های بدبخت ما كه وقتی می خواهند تذكره به آنها بدهند، باید چقدر زحمت بكشند، چقدر رشوه بدهند، چقدر بیچارگی بكشند تااینكه یك چند تااز آنها را رد كنند، چند تای آنها را قبول بكنند، آن وقت در فرستادنشان چه فضاحت ها باشد، در برگشتشان چه فضاحت ها باشد، وقتی هم مكه میروند در منا، حتی آن نماینده بی عرضه آنجا هم شكایت می كند كه فلان آقا را بگیرید از باب اینكه اینجا یك حرف حقی زده است گفته اسلام در خطر است از دست یهود، آقا مگر شما یهودید مگر مملكت ما، ممكلت یهود است دو هزار نفر را با كمال احترام، با دادن به هر یك از اینها پانصد دلار ارز، به هر یك پانصد دلار از مال این ملت مسلم به بهایی داده اند، ارز داده اند، به هر یك هزار و دویست تومان تخفیف هواپیما، چه بكنند بروند در جلسه ای كه بر ضد اسلام در لندن تشكیل شده است شركت كنند.

سكوت، موجب پایمال نوامیس مسلمین زیر چكمه عمال اسرائیل است
وای بر این مملكت، وای بر این هیئت حاكمه، وای بر این دنیا، وای بر ما، وای بر این علمای ساكت، وای بر این نجف ساكت، این قم ساكت، این تهران ساكت، این مشهد ساكت. این سكوت مرگبار اسباب این شود كه زیر چكمه اسرائیل به دست همین بهایی ها، این مملكت ما، این نوامیس ما پایمال بشود. وای بر این ما، وای بر این اسلام، وای براین مسلمین. ای علما ساكت ننشینید، نگویید الان مسلك شیخ رضوان الله علیه، والله شیخ اگر حالا بود تكلیفش این بود:
امروز سكوت همراهی با دستگاه جبار است، نكنید سكوت. دو هزار بهایی را با پانصد دلار ارز به هر یك و هزار و دویست تومان تخفیف هواپیما فرستادن به لندن (و اینها در روزنامه دنیاست) یك شخصی به من گفت كه یك معامله ای كرده است شركت نفت با ثابت پاسال و در این معامله تخفیفی داده است كه بیست و پنج میلیون تومان در این تخفیف نفع برده است، برای نفع این جمعیتی كه فرستادند به لندن بر ضد اسلام. این وضع نفت ما، این وضع ارز مملكت ما، این وضع هواپیمایی ما، این وضع وزیر ما، این وضع همه ما، سكوت كنیم باز! هیچ حرف نزنیم! حرف هم نزنیم! ناله هم نكنیم! خانه هایمان را خراب كنند آخ هم نگوییم! مردك می فرستد رئیس شهربانی را، رئیس این حكومت خبیث را می فرستد منزل آقایان، من راهشان ندادم، ایكاش راه داده بودم تا آنروز دهنشان را خرد كرده بودم. می فرستند منزل آقایان كه اگر نفستان در فلان قضیه در آید، فرمودند، اعلیحضرت فرمودند اگر نفس شما در آید، می فرستم منزل هایتان را خراب می كنیم، خودتان را هم می كشیم، نوامیستان را هتك می كنیم. این وضع ماست با این اعلیحضرت، اگر اینها راست گویند. اگر دروغ می گویند، پس ایشان بگویند دروغ می گویند، ایشان بفرمایند، اعلام كنند كه حكومت قم دروغ گفته است تا من پدر حكومت قم را در بیاورم، بگویند رئیس شهربانی دروغ گفته تا من زیر چكمه اهل علم، پدرش را در بیاورم د نمی گوید كه.

سال 41، سال اعلام ارزش و موجودیت روحانیت به دنیا
و اما سال خوبی بود برای اینكه روحانیت ارزش خودش را به دنیا اعلام كرد، فهماند كه آن كه صحبت می كند، باز روحانی است، آن كه ایستادگی می كند در مقابل ظلم و جور، ظالم و جاهل، باز حوزه های علمیه است، كتك می خورد داد می زند، كشته می دهد، فریاد می كند، مدرسه فیضیه اش را خراب می كنند اعتنا نمی كند، باز صحبت خودش را می كند، هر كاری سرش بیاورند این صحبت می كند. روحانیت موجودیت خودش را به همه عالم اعلام كرد. پس بد بود چون هیئت حاكمه فضاحت ایران را در همه جا اعلام كرد و خوب بود برای اینكه روحانیت حیثیت خودش را به عالم معرفی كرد، فهماند به عالم كه آدمیم ما، روحانی هستیم ما، همه اش قضیه ذكر و دعا نیست، ما داد می زنیم، ما می گوئیم نباید بكنید این كارها را، ما نصیحت می كنیم به شما.

رفراندومی كه حتی زور سرنیزه نتوانست افتضاح آن را جبران كند
من نصیحت كردم به شاه، فرستاد آدم آنجا، در آن اول امر قبل از رفراندوم، به وسیله بهبودی، به وسیله پاكروان پیغام دادم به او، آقا نكن این كار را، این رفراندوم را نكن، این خوب نیست برای شما این كار را بكنید، دست به این قانون نزن، اگر امروز ارسنجانی چهار تا رعیت را بیاورد، برقصاند و بگویند زنده باد، فردا چهار تا رعیت می آیند ومی گویند مرده باد، نكن این كار را، صلاح نیست بكنی این كار را. گوش نكرد، دیدید چه جور شد، دو هزار نفر رای نداشتند، باقی اش زور بود، همه می دانند بازار تهران بسته شد كه رای ندهد، بازار قم بسته شد كه رای ندهد، سایر شهرستان ها رای ندادند، اینها دو هزار تا رای آزاد بدون سرنیزه نتوانستند تهیه كنند. ما نمی خواستیم اینطور مفتضح بشوید، ما نمی خواستیم ملت از تو رویگردان بشوند، ما می خواستیم شما آدمی باشید كه وقتی یك چیزی را بگوئی، ملت، تمام ملت لبیك بگویند، ما میل داریم شاه ما اینجور باشد، ما میل داریم وزیر ما اینجور باشد كه اگر یك مطلبی را گفت تمام ملت با او موافق باشند نه اینكه با حرف هایش (6 میلیون ) (6میلیون). به جان عزیز شما اگر اینها چند هزار هم داشتند، باقی اش یا پر كردن صندوق شاید به سمع ایشان نرسیده است. شاید آنها گفته اند به او كه (6 میلیون، اكثریت قاطع) و الا شاه كه دروغ نمی گوید! نمی شود كه دروغ بگوید. (با اكثریت قاطع! تمام قاطبه اهل ایران!)پس بازار تهران از اهل ایران نیست! خیابان های تهران اهل ایران نیستند! قم از اهل ایران نیست! روحانیون از اهل ایران نیستند! سایر شهرستان ها ایرانی نیستند! این ایران كجاست این آرا از كجا آمد.

ایستادگی روحانیت در مقابل ظلم، عامل احیای اسلام
بد شد امسال برای اینكه این مطالب واقع شد و خوب شد برای اینكه شما آقایان زنده كردید اسلام را، ایستادید، در مقابل ظلم ایستادید. اگر نایستاده بودید خدا می داند كه حالا رفته بودند تا آن آخر، ایستادگی شما اسباب این شد كه حاشا كردند مطالبشان را، گفتند ((خیر طلاق به دست مرد است، كی ما گفتیم)) د مردك از حزب مردم است. آن مردك هم كه داد زد تساوی حقوق من جمیع الجهات، تساوی حقوق من جمیع الجهات از این طرف می گویند، از آن طرف می گویند كی ما گفتیم طلاق به دست زن باشد، نخیر طلاق به دست مرد است. از آن طرف می گویند نخیر كی ما راجع به ارث گفتیم، نخیر ارث هم همانطوری كه خدا گفته است. از آن طرف هم می گویند كی ما گفتیم زنان بروند به نظام وظیفه. تو روزنامه هایتان هست آقا.این روزنامه هائی كه دیكته می كند سازمان امنیت و می نویسند.

بی حیثیتی مطبوعات
می گویند كه مدیر كیهان گفته است ما دیگر راحتیم برای اینكه آنوقت ما می نوشتیم و اینها نظر می كردند، حالا خودشان می نویسند، ما دیگر راحتیم. منتهی این اعتراض هست كه آقا چرا اینقدر بی حیثیت هستید كه آنها بنویسند و شما هم بنویسید چرا باید مطبوعات ما اینقدر بی حیثیت باشند.

خطر برای اسلام
خوب بگوئید آقا حرف را، چه می كنند اگر همه علمای اسلام یك مطلبی را بگویند، حالا كه خطر براسلام وارد شده است و آن خطر یهود است و حزب یهود كه همین حزب بهائیت است، این خطر كه حالا نزدیك شده است، اگر آقایان علمای اعلام، خطبا، طلاب، همه با هم همصدا بگویند كه آقا ما نمی خواهیم كه یهود بر مقدرات مملكت ما حكومت كند، ما نمی خواهیم كه مملكت ما با مملكت یهود هم پیمان بشود در مقابل پیمان اسلامی آنها، مسلمین با هم، هم پیمان می شوند، آقایان بایهود هم پیمان می شوند! چه وضعی است این مملكت اگر نوكر هم هستید چرا اینقدر نوكر من سرم درد می كند و من برای خواندن یك فاتحه لازم می دانم بروم به مدرسه فیضیه و از خدای تبارك و تعالی می خواهم كه در این سال و سال های بعد، همه سالم باشید، اسلام موید باشد، اسلام موید باشد.
سید روح الله خمینی

نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:پنجشنبه 15 بهمن 1388 | نظرات ()

تاریخی ترین سند مبارزاتی امام خمینی(ره)

دوشنبه 12 بهمن 1388  09:30

نوع مطلب :بهائیت در صحیفه نور امام خمینی(ره) ،

*** صحیفه نور جلد 1 صفحه 3و4 - تاریخ سخنرانی 15/2/1323

بسم الله الرحمن الرحیم

قیام لله، یگانه راه اصلاح جهان

قال الله تعالی: ((قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادا)) خدای تعالی در این كلام شریف، از سرمنزل تاریك طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان كرده و بهترین موعظه هایی است كه خدای عالم از میان تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یك كلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این كلمه تنها راه اصلاح در جهان است. قیام برای خداست كه ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه های گوناگون عالم طبیعت رهانده. خلیل آسا در علم الیقین زن - ندای لااحب الافلین زن. قیام لله است كه موسی كلیم را با یك عصا به فرعونیان چیره كرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحو كشاند. قیام برای خداست كه خاتم النبیین صلی الله علیه وآله را یك تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت ها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسین اوادنی رساند.

بدبختی و تیره روزی ما به خاطر قیام برای منافع شخصی است .

خودخواهی و ترك قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره كرده و كشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده. قیام برای منافع شخصی است كه روح وحدت و برادری را در ملت اسلامی خفه كرده. قیام برای نفس است كه بیش از دهها میلیون جمعیت شیعه را به طوری از هم متفرق و جدا كرده كه طعمه مشتی شهوت پرست پشت میزنشین شدند. قیام برای شخص است كه یك نفر مازندرانی بیسواد را بر یك گروه چندین میلیونی چیره می كند كه حرث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود كند. قیام برای نفع شخصی است كه الان هم چند نفر كودك خیابانگرد را در تمام كشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حكومت داده. قیام برای نفس اماره است كه مدارس علم و دانش را تسلیم مشتی كودك ساده كرده و مراكز علم قرآن را مركز فحشا كرده. قیام برای خود است كه موقوفات مدارس و محافل دینی را به رایگان تسلیم مشتی هرزه گرد بی شرف كرده و نفس از هیچ كس در نمی آید. قیام برای نفس است كه چادر عفت را از سر زن های عفیف مسلمان برداشت و الان هم این امر خلاف دین و قانون در مملكت جاری است و كسی بر علیه آن سخن نمی گوید. قیام برای نفع های شخصی است كه روزنامه ها كه كالای پخش فساد اخلاق است، امروز هم همان نقشه ها را كه از مغز خشك رضاخان بی شرف تراوش كرده تعقیب می كنند و در میان توده پخش می كنند. قیام برای خود است كه مجال به بعضی از این وكلای قاچاق داده كه در پارلمان بر علیه دین و روحانیت هر چه می خواهند بگویند و كسی نفس نكشد.

برای نجات دین از دست مشتی شهوتران قیام كنید

هان ای روحانیین اسلامی! ای علمای ربانی! ای دانشمندان دیندار! ای گویندگان آیین دوست! ای دینداران خداخواه! ای خداخواهان حق پرست! ای حق پرستان شرافتمند! ای شرافتمندان وطنخواه! ای وطنخواهان باناموس! موعظت خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را كه پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترك نفع های شخصی كرده تا به همه سعادتهای دو جهان نائل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. ((ان لله فی ایام دهركم نفحاث الافتعر ضوالها)) امروز روزی است كه نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نكنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست كه مشتی هرزه گرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود كنند. امروز شماها در پیشگاه خدای عالم چه عذری دارید همه دیدید كتاب های یك نفر تبریزی بی سروپا را كه تمام آیین شماها را دستخوش ناسزا كرد و در مركز تشیع به امام صادق و امام غایب روحی له- الفدا آن همه جسارت ها كرد و هیچ كلمه از شماها صادر نشد. امروز چه عذری در محكمه خدا دارید این چه ضعف و بیچارگی است كه شماها را فرا گرفته ای آقای محترم كه این صفحات را جمع آوری نمودید و به نظر علمای بلادو گویندگان رساندید، خوب است یك كتابی هم فراهم آورید كه جمع تفرقه آنان را كند و همه آنان را در مقاصد اسلامی همراه كرده، از همه امضا می گرفتید كه اگر در یك گوشه مملكت به دین جسارتی می شد، همه یك دل و یك جهت از تمام كشور قیام می كردند. خوب است دینداری را دست كم از بهائیان یاد بگیرید كه اگر یك نفر آنها در یك دیه زندگی كند، از مراكز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئی تعدی به او شود، برای او قیام كنند شماها كه به حق مشروع خود قیام نكردید، خیره سران بیدین از جای برخاستند و در گوشه زمزمه بیدینی را آغاز كردند، به همین زودی بر شما تفرقه زده ها چنان چیره شوند كه از زمان رضاخان روزگارتان سخت تر شود: ((و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدركه الموت فقد وقع اجره علی الله) )

سید روح الله خمینی


نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:پنجشنبه 15 بهمن 1388 | نظرات ()

رئیس آموزش و پرورش استان سمنان: دانش‌آموزان مبلغ بهائیت در مدارس سمنان اخراج می‌شوند

شنبه 10 بهمن 1388  17:52

نوع مطلب :اخبار ،

خبرگزاری فارس: رئیس سازمان آموزش و پرورش استان سمنان اعلام كرد: دانش‌آموزان بهایی به محض اینكه در مدارس این استان تبلیغ بهائیت كنند، اخراج می‌شوند.


به گزارش خبرگزاری فارس از سمنان، ابوالقاسم قزوهی ظهر امروز در جلسه‌ای با مسئولان استان سمنان اظهار داشت: برای مدیران مدارسی كه دانش‌آموزان بهایی در آن مدارس مشغول به تحصیل هستند، كلاس‌های آموزشی ضمن خدمت و چگونگی رفتار با این دانش‌آموزان برگزار شده است.
وی اضافه كرد: آموزش و پرورش استان سمنان برای دهه فجر امسال برنامه‌های متنوعی در نظر گرفته است.
رئیس سازمان آموزش و پرورش استان سمنان ادامه داد: به مناسبت دهه فجر امسال 26 طلبه آموزش‌دیده از موسسه حضرت امام (ره) قم دعوت شدند تا در مدارس استان سمنان حضور پیدا كرده و دانش‌آموزان را با مسائل دینی آشنا كنند.
قزوهی تصریح كرد: مبلغان طرح هجرت نیز برای بصیرت‌دهی به دانش‌آموزان در مدارس استان سمنان حضور می‌یابند.
وی تصریح كرد: همچنین در دهه فجر امسال مسابقاتی برای حفظ جایگاه ولایت فقیه در مدارس برگزار می‌شود كه در این مسابقات منابعی از ولایت فقیه در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌گیرد و از متن آن منابع مسابقه‌ای ‌برگزار می‌شود.
رئیس سازمان آموزش و پرورش استان سمنان ادامه داد: امسال تشكل‌های دانش‌آموزانی استان سمنان با حضور پرشور و گسترده خود و با خواندن یك سرود مشترك در راهپیمایی 22 بهمن شركت خواهند كرد.
قزوهی تاكید كرد: امسال كلاس‌های آموزشی مهارت‌های زندگی در 127 مدرسه ابتدایی استان سمنان برگزار شده است.
وی همچنین از برگزاری كارگاه آموزشی برای مشاوران مدارس خبر داد و گفت: در این كارگاه طلاب جوانی به این مشاوران آموزش می‌دادند.
رئیس سازمان آموزش و پرورش استان سمنان اضافه كرد: در استان سمنان 50 مركز آموزش عالی وجود دارد.
مدیركل امور اجتماعی و شوراهای استانداری سمنان نیز در این جلسه اظهار داشت: نقش آموزش برای پیشگیری از آسیب‌ها و افزایش سطح آگاهی افراد ضروری است.
حسن سعدالدین گفت: اداره‌ها و دستگاه‌های اجرایی استان سمنان باید برای برگزاری كلاس‌های آموزشی از لحاظ مالی حمایت شوند.
علیرضا خلخالی معاون سیاسی ـ امنیتی استاندار سمنان نیز در این جلسه خاطرنشان كرد: دانش‌آموزانی باید در مدارس استان سمنان تربیت شوند كه سطح آگاهی و تشخیصشان بالا باشد تا آلت دست دشمنان نظام قرار نگیرند.

نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

استاد حوزه علمیه قم: نباید از آسیب‌های فرقه بهائیت غفلت كرد

جمعه 9 بهمن 1388  18:09

نوع مطلب :اخبار ،

خبرگزاری فارس: استاد حوزه علمیه قم گفت: گروه دانشجویان و نوجوانان به شدت در معرض خطر فرقه بهائیت هستند، البته بهائیت آمارش در ایران نگران كننده نیست ولی نباید از آسیب‌های فرقه بهایئت غفلت كرد.


به گزارش خبرگزاری فارس از قزوین، حجت‌الاسلام علیرضا روزبهانی بعد از ظهر امروز در همایش سلسله مباحث جریان شناسی كه در سالن اجتماعات اداره كل تبلیغات اسلامی استان برگزار شد، اظهار داشت: ایجاد ادیان و فرق ساختگی یكی از ترفندهای مرسوم دولت‌های استعمارگر برای به انحراف كشیدن جریان صحیح دینداری بوده است، تا این فرق دست‌ساز جایگزین ادیان الهی شده و یا حداقل چهره ادیان الهی را مشوش كنند.
وی ادامه داد: در حوزه یهودیت و مسیحیت این امر تا حد زیادی موفقیت‌آمیز بوده و ما امروز شاهد گروه‌ها و فرقه‌های مختلفی هستیم كه با آداب و مناسكی عجیب عده‌ای را به گرد خویش جمع كرده و ادعای سعادت و رستگاری برای آنان دارند.
استاد حوزه علمیه قم اضافه كرد: در حوزه مهدویت 150 سال پیش با كمك و هدایت انگلیس، گروه دست‌سازی با نام و عنوان بابیت و آیین بهایی در كشور ما شكل گرفت و جهت‌گیری كلی بهائیت جداسازی ملت ایران از مراجع تقلید كه در عقاید شیعه، نواب امام زمان (عج) تلقی می‌شوند، بود.
وی عنوان داشت: سیدعلی محمد شیرازی بنیانگذار فرقه ضاله «بابیه» است كه در شهر شیراز به دنیا آمد، وی دوران مكتب و تحصیلات مقدماتی خود را در بوشهر تحت نظر سید كاظم رشتی معلمی دارای اعتقادات متعصبانه شیخیگری و از پیروان شیخ احمد احسایی پیشوای بزرگ و بنیانگذار این فرقه، گذراند و در شمار معتقدان این فرقه درآمده بود.
روزبهانی توضیح داد: زمانی كه سید كاظم رشتی از دنیا رفت، علی محمد شیرازی در بوشهر در تجارتخانه «ساسون» به كار فرآوری و آماده‌سازی تریاك اشتغال داشت و از این رو این ادعا كه سید علی محمد شیرازی به تشویق یهودیان خود را جانشین سید كاظم رشتی و پس از آن «باب» امام زمان خوانده است، دور از انتظار نیست.
وی با اشاره به مركز اصلی بهائیان تصریح كرد: مركز اصلی بهائیان بیت‌العدل است كه در بندر حیفا در فلسطین اشغالی قرار دارد و متشكل از یك هیئت 9 نفره است كه هر پنج سال یك بار عوض می‌شود و تحت حمایت‌های گسترده مالی و سیاسی اسرائیل و انگلیس قرار دارد و به تصمیم‌گیری درباره چگونگی گسترش بهائیت می‌پردازند.
استاد حوزه علمیه قم اعلام كرد: بهائیت بعد از عباس افندى، یعنى در دوره «شوقى افندى»، سازمان‌دهى تازه‌اى یافت و به صورت یك حزب تمام عیار درآمد، مركز آن اسرائیل شد و شاخه‌هاى آن در سراسر جهان گسترش یافت.
وی افزود: در چنین حالتى این فرقه به طور كامل تحت مدیریت جریان‌هاى ضد اسلام در منطقه خاورمیانه قرار گرفت و عملكردى همانند صهیونیزم یافت، با توجه به اینكه مركزیت این گروه در اسرائیل قرار دارد، هماهنگى و همسانى آنان با جریان صهیونیزم بسیار زیاد است.
روزبهانی تصریح كرد: گروه دانشجویان و نوجوانان به شدت در معرض خطر این فرقه هستند و بهائیت آمارش در ایران نگران كننده نیست ما از افزایش بهائیت ترسی نداریم بلكه از هدف آنها یعنی انحراف جوانان از اسلام و دین اسلام می‌ترسیم بیشترین فعالیت این فرقه در استان‌های فارس، تهران و خراسان رضوی است و در استان ایلام و قم هیچ پایگاهی ندارند.
وی اعلام كرد: اكنون در سطح جهان پنج میلیون نفر عضو این فرقه هستند آسیب‌های این فرقه اگر توجه نشود و كوتاهی شود، می‌تواند خیلی جدی باشد و مبدا فرقه ضاله بهائیت را می‌توان از لحظه‌ای كه شیطان در لباس خیرخواهی آدم و حوا را گول زد، عنوان كرد.

نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

اخبار ویژه روزنامه كیهان

دوشنبه 5 بهمن 1388  08:15

نوع مطلب :اخبار ،

خبرگزاری فارس: حمایت از سبزها برای مقابله با شیعه، چگونه اعتراض كند وقتی بخشی از پازل بهائیت است و... بخشی از اخبار ویژه امروز روزنامه كیهان را تشكیل می‌دهد.


به گزارش خبرنگار سرویس "فضای مجازی " خبرگزاری فارس، اخبار ویژه امروز روزنامه كیهان به شرح زیر است:


* منوشه امیر: برای مقابله با خطر شیعه باید از سبزها حمایت كرد
یك مستخدم صدای اسرائیل و سرویس جاسوسی موساد كه با عناصر ضدانقلاب در داخل ایران مرتبط است می گوید مخالفان در ایران از اعمال تحریم های جدید علیه جمهوری اسلامی حمایت می كنند و خواستار تشدید این تحریم ها هستند.
منوشه امیر طی سخنانی در مركز روابط همگانی تل آویو تاكید كرد: مخالفان امیدوارند تحریم های جدید و شدیدی علیه ایران از سوی جامعه جهانی وضع شود. این در حالی است كه به عنوان مثال با وجود موضع آشكار آنجلا مركل صدراعظم آلمان علیه جمهوری اسلامی، شركت های آلمانی به تجارت با ایران در حجم بالا ادامه می دهند.
این مهره صهیونیست با حمایت از آشوبگرانی كه در حوادث پس از انتخابات به خیابان آمده و به تحركات ضدانقلابی پرداختند، گفت: این افراد از ناتوانی قدرت های بزرگ در اعمال تحریم علیه ایران ناراحتند و از اینكه تحریم موثری اعمال شود ناامید شده اند اما در مقابل حكومت اسلامی امیدوار و تقویت شده است. قدرت های بزرگ چون خطر ایران و تشكیل امپراتوری شیعی را درك نمی كنند، موفق به در پیش گرفتن اقدام موثر علیه ایران و توقف برنامه هسته ای آن نشده اند.
همكار سازمان جاسوسی و وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در این سخنرانی، به برنامه ریزی عوامل این رژیم برای ایجاد تنش در راهپیمایی باشكوه و ملی 22 بهمن اشاره كرد و گفت: می توان انتظار داشت مخالفان در 11 فوریه (22 بهمن) به خیابان بیایند و به درگیری بپردازند.
البته آنچه بیشتر محتمل است، سركوب شدیدتر آنها از سوی پلیس و بسیج است.
منوشه امیر (منوچهر ساچمه چی) كه پشت پرده برخی سایت های اینترنتی ضدانقلاب نظیر بالاترین قرار دارد، همچنین خواستار بمباران پایگاه های سپاه در كنار تاسیسات هسته ای شد و گفت: جامعه جهانی كوركورانه به دنبال یافتن راه حل سیاسی برای برنامه هسته ای ایران است در حالی كه چاره كار در دادن اولتیماتوم نظامی و سپس حمله به تاسیسات هسته ای و پایگاه های سپاه است.
اشاره این همكار وزارت خارجه رژیم صهیونیستی به مبادلات تجاری وسیع میان آلمان و ایران در حالی است كه روزنامه آلمانی هندلز بلات دیروز در گزارشی تصریح كرد: شركت های آلمانی مخالف تحریم ایران هستند و از اینكه دولت این كشور تحت فشار لابی های آمریكا و اسرائیل می باشند، به شدت خشمگین شده اند.
آنتون بورنر رئیس فدراسیون فروش عمده و تجارت خارجه آلمان هشدار می دهد كه آلمان می تواند در میان بازندگان سیاست تحریم علیه ایران باشد. اتاق بازرگانی و صنعت آلمان (DIHK) هم اعلام كرده تحریم علیه ایران می تواند به قیمت بیكار شدن 10 هزار آلمانی و تاثیر منفی بر اقتصاد آلمان تمام شود.

* خاتمی: سال 76 اگر احتمال پیروزی می‌رفت نه نامزد می‌شدم و نه اصلاح طلبان حمایت می‌كردند
خاتمی گفت اگر می دانستم در انتخابات سال 76 رئیس جمهور می شوم، نامزدی را قبول نمی كردم و كسانی هم كه به من پیشنهاد نامزدی دادند، شاید اصلا این پیشنهاد را نمی دادند.
روح الله- ش عضو شورای مركزی ستاد ملی جوانان 88 (حامیان خاتمی و موسوی در انتخابات اخیر) با اشاره به ملاقات یك سال پیش با خاتمی، مطالب فوق را از قول وی نقل كرد. ستاد یاد شده چند ماه پیش منحل شد اما در جریان انتخابات در امر شبكه سازی برای اردوكشی خیابانی فعالیت داشت و شماری از اعضای آن در بازداشت به سر می برند.
روح الله- ش در سایت ضدانقلابی روزنت نوشت: یك سال پیش در چنین روزهایی پس از آن كه خاتمی اعلام كرد یا من می آیم یا میرحسین، به دیدار خاتمی شتافتیم و بسیار گله كردیم... او در آن ملاقات گفت من همان سال 75 هم كه از من خواسته شد در انتخابات شركت كنم اگر می دانستم رئیس جمهور خواهم شد قبول نمی كردم. من به همراه دوستانم فقط می خواستیم شعارهایی از جمله جامعه مدنی و آزادی های سیاسی را زنده كنیم تا زمینه برای حضور چهره های دیگر در انتخابات بعدی فراهم شود.
اگر كسی می دانست كه كاندیدای ما قرار است پیروز شود شاید اصلا به من پیشنهاد نمی كردند چه رسد به اینكه من بپذیرم. برای همین كسی باید كاندیدا باشد كه هم از لحاظ شخصیتی توانمند باشد هم از لحاظ سیاسی در برابر تهاجم ها آسیب پذیری كمتری داشته باشد. من فكر می كنم میرحسین در این شرایط بهترین گزینه است. مهم پس از انتخابات است. باید فردی باشد كه در شنبه پس از انتخابات روحیه حمایت از خواسته های مردم را داشته باشد. می دانم كه میرحسین مرد روز شنبه است.
سایت ضدانقلابی روزنت سپس كسانی چون موسوی و كروبی و خاتمی را تنها گزینه های موجود معرفی كرد و نوشت: ایرانیان خارج نشین از خاتمی و كروبی و موسوی حمایت می كنند. می دانیم كه گزینه ای دیگر برای جایگزینی این 3 رهبر اصلاحات نداریم یا حداقل تاكنون كسی پیدا نشده است، بگذریم از شومن های تلویزیونی و اینترنتی. پس ای كاش به جای موضع گیری علیه این 3 نفر به ویژه خاتمی، كمی جانب احساس را كنار بگذاریم. اگر زورمان به رقیب نمی رسد دلیلی ندارد كه خودی را حذف كنیم. البته كار سیاسی بدون انتقاد مثل اسب سواری بدون زین است، پس از مدتی هم اسب آسیب می بیند و هم اسب سوار.
گفتنی است نقل قول یاد شده مربوط به یك سال پیش است كه هنوز موسوی و كروبی با رادیكالیسم كور، ته مانده حیثیت و آبروی مدعیان اصلاحات را تبدیل به خاكستر نكرده و به دست باد نسپرده بودند وگرنه آخرین نامه نگاری های خاتمی با مقامات ارشد نظام و سخنان وی در محافل خصوصی مجمع روحانیون و... حاكی از ناراحتی شدید او از نتیجه تندروی ها و بازی آشكار موسوی در پروژه های ساختارشكنانه است.
خاتمی در جلسات خصوصی ابراز داشته كه عملكرد موسوی پس از انتخابات باعث بدگمانی شدید نظام و مردم به اصلاح طلبان و بسته شدن راه بازگشت به حاكمیت شده است.

* چگونه اعتراض كند وقتی بخشی از پازل بهائیت است
سكوت میرحسین موسوی در برابر هتاكی های ضددینی هسته اصلی حمایت از وی، برای طیف حامیان متدین او سؤال برانگیز شده است.
اكبر- گاف دن كیشوت فراری حلقه كیان و روزنامه های زنجیره ای، اخیرا در مصاحبه با شبكه بی بی سی انگلیس به انكار صریح امام زمان(عج) و عصمت ائمه علیهم السلام پرداخت. وی عضو تیم 5 نفره به سرپرستی بهاءالله مهاجرانی (وزیر ارشاد و سخنگوی دولت اصلاحات) است كه خود را هسته اصلی و اتاق فكر جنبش سبز معرفی كرده اند بی آن كه با مخالفت موسوی مواجه شوند.
با سپری شدن بیش از یك هفته از گستاخی اكبر- گاف و سكوت موسوی، سایت خبری عصر ایران كه از سایت‌های اصلاح طلب و منتقد دولت به شمار می رود، به انتقاد از این سكوت پرداخت و نوشت: پافشاری و اصرار بر مواضع، هرگز به معنای آن نیست كه موسوی درباره كسانی كه با بلیت او سخن می گویند، نتواند یا نخواهد اعلام موضع كند.
اخیراً اكبر گنجی در قالب عضو اتاق فكر جنبش سبز به دفاع از سبزها و موسوی می پردازد. البته تا این جای كار مشكلی نیست اما وقتی این بیان دیدگاه‌ها باعث هزینه سازی برای شخص دیگر (موسوی) می شود انتظار این است كه آن فرد اعلام موضع كند و نسبت خود با ماجرا را تبیین كند.
عصر ایران اضافه كرد: گنجی كه روزگاری در دهه 60 خورشیدی شلوار لی پوشیدن جوانان، غیرت او را جریحه دار می كرد اینك در همان حال كه مدعی حمایت از موسوی است مقدسات اكثریت قریب به اتفاق ملت ایران را به طور واضح زیر سؤال می برد و به راحتی و وقاحت، حتی منكر وجود مقدس امام زمان(عج) می شود.
این در حالی است كه حتی كسانی كه در تقیدات مذهبی خود چندان مستحكم نیستند، معتقد به وجود امام عصر(عج) هستند و احترام آن حضرت را پاس می دارند و به عنوان مثال، در برگزاری مراسم جشن و شادی هم ترجیح می دهند آن را با نیمه شعبان مقارن سازند.
در چنین شرایط و جامعه ای، ناگهان فردی پیدا می شود و با استفاده از تریبون رسانه های خارجی، صریح و وقیح، باور عمومی جامعه را به بازی می گیرد و از انكار امامی سخن می گوید كه دهها میلیون نفر در كشور به او ایمان و عشق دارند. گنجی مدعی حمایت از شخصی (موسوی) می شود كه بیانیه آخرش را با سلام و ارادت نسبت به جد امام زمان(عج) یعنی وجود نازنین امام حسین(ع) آغاز می كند.
سایت مذكور با نگرانی نوشت: نمی‌توان موضوع را به سادگی برگزار كرد و از كنار آن با بی اعتنایی گذشت. وانگهی سكوت در برابر این موضع گیری های ضد دینی باعث می شود رقبای سیاسی با صغری و كبراهای خاص خود چنین وانمود كنند كه موسوی نیز مانند حامی اش گنجی، اعتقادی به مبانی شیعه ندارد. لذا طبیعی است كه فردی مانند موسوی كه به واسطه افاضات ضددینی یكی از مدعیان حمایتش در معرض آسیب قرار دارد، به موضع گیری شفاف بپردازد.
البته سخنان گنجی به حدی موهن بوده كه حتی اگر وی مدعی حمایت از میرحسین نیز نبود، باز انتظار می رفت كه چنین اهانت هایی به ساحت پاك امام زمان(عج) محكوم شود و اكنون كه چنین شخصی ادعای حمایت از جنبش سبز و موسوی را نیز دارد و خود را عضو اتاق فكر این جریان هم می داند، لزوم موضع گیری و تبیین مواضع نسبت به سخنان او دوچندان می شود.
سكوت موسوی در قبال اهانت ها و كفرگویی های كسی كه حتی منكر قرآن نیز شده و محكوم نكردن این رویكرد، آن هم در شرایط فعلی، می تواند متضمن هزینه های سیاسی سنگینی برای موسوی وحامیانش باشد، آن هم در جامعه ای كه قریب به اتفاقش شیعیان دوازده امامی اند و حتی اهل سنت اش نیز به خاندان رسول خدا(ص) خالصانه و عاشقانه ارادت دارند.
ضمن تقدیر از غیرت دینی گردانندگان سایت عصر ایران، باید این حقیقت را گوشزد كرد كه حوادث پس از انتخابات، رقابت بین جناح های سیاسی نبود و حوادث 7 ماه اخیر نیز این واقعیت را به تدریج نمایان كرد اما توقع موضع گیری موسوی علیه كفریات و اراجیف یك عضو اتاق فكر جنبش سبز، توقع دور از واقعی است.
چگونه می توان از موسوی انتظار داشت علیه اراجیف یك مهره مفلوك و دم دستی سازمان سیا موضع بگیرد در حالی كه خود در بیانیه 17، حرمت شكنان روز عاشورا را "مردم خداجو " توصیف می‌كند؟!
یا چه توقعی است وقتی می بینیم طی حوادث 7 ماه گذشته عناصر ضدانقلاب با استفاده از بسترسازی و حمایت موسوی، تصویر حضرت امام را به آتش می كشند، علیه اصل ولایت فقیه فحاشی می كنند، به دعوت وی در روزهای ملی مبارزه با استكبار و قدس، به نفع آمریكا و اسرائیل شعار می دهند و اسلام را از جمهوری اسلامی حذف می كنند اما حتی یك كلمه مخالفت و اعتراض هم از او نمی شنوند؟
خوش‌بینانه‌ترین علت این است كه موسوی با اطلاع از بدبینی و انزجار قاطبه مردم، درصدد است ضدانقلاب را از دست ندهد اما تحلیل های دیگر حاكی از این است كه وی در همان پروژه ای نقش ایفا می كند كه گنجی و سروش و مهاجرانی و كدیور و... قطعات دیگر پازل آن هستند.
بنابراین موسوی به هر دلیل اجازه و جرئت ندارد كه به عملكرد و مواضع گستاخانه عناصر بهایی مسلك، ضد دین و ضد انقلاب اعتراض داشته باشد.

نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

  • تعداد کل صفحات:38  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...