http://bahaism-news.blogfa.com

بهائیت - مطالب بهائیت در صحیفه نور امام خمینی(ره)

سوال بازرگانان و اصناف شهر قم از امام خمینی

پنجشنبه 15 بهمن 1388  09:30

نوع مطلب :بهائیت در صحیفه نور امام خمینی(ره) ،

*** صحیفه نور جلد 1 صفحه 33و34و35 تاریخ: اسفند1341

سوال بازرگانان و اصناف شهر قم از امام خمینی
    بسمه تعالی
   محضر مقدس حضرت آیت الله العظمی آقای حاج آقا روح الله خمینی دامت بركاته
    محترما به شرف عرض عالی می رساند در مورد انتخابات انجمن های ایالتی و ولایتی:
   1 - آیا مصاحبه ای را كه آقای نخست وزیر در تاریخ 41/8/21 با مطبوعات نموده نظر حضرت عالی را تامین نموده یا خیر
   2 - آیا تلگرافی را كه آقای نخست وزیر در این موضوع برای حضرات آیات نموده قانع كننده هست یا خیر

  پاسخ امام:
   بسم الله الرحمن الرحیم
   به نظر اینجانب مصاحبه آقای نخست وزیر به هیچ وجه ارزش قانونی نداشت و نظر اینجانب را تامین ننمود زیرا چیزی كه در هیئت دولت به صورت تصویبنامه در آمد، مصاحبه و درج در مطبوعات تاثیری در آن ندارد و آن تصویبنامه بر فرض قانونی بودنش به قوت خود باقی است و اما نكاتی كه در تلگراف آقای نخست وزیر به آقایان علمای اعلام قم بود خیلی جالب است :
   1 - راجع به حلف به كتاب آسمانی می نویسد مراد قرآن مجید است، البته ما این تفسیر را از شخص ایشان برای تبرئه خودشان از هتك به قرآن كریم، به حكم اسلام پذیرفتیم لكن تفسیر ایشان از تصویبنامه به هیچ وجه ارزش قانونی ندارد و تصویب كتاب آسمانی به اطلاق خود كه شامل سایر كتب منحرفه و ضاله است، در نظر آنها به قوت خود باقی است و نقش آقای نخست وزیر اغفال مردم است و همان خطر كه برای قرآن مجید پیش آمده است به واسطه این تصویبنامه مخالف شرع و قانون، به دست خیانتكاران به دین و مملكت به قوت خود باقی است و هیچ مسلمانی نمی تواند قرآن مجید را در معرض خطر ببیند و سهل انگاری كند.
   2 - آنچه ایشان نوشته اند كه در مجلس اقلیت های مذهبی به كتاب خودشان قسم یاد می كردند، اشتباه است و هیچ گاه كتاب منسوب به زردشت و سایر كتب منحرفه را در مجلس نمی آوردند، صورت قسم نامه نیز شاهد است كه تمام وكلا به یك نحو قسم یاد می كردند.
   3 - به اینكه نوشته اند در مملكت اسلام انتخاب كننده و انتخاب شونده مسلمان است، ربطی به مفاد تصویبنامه ندارد و وعده اصلاح، الزام آور نیست و به هیچ وجه ارزش قانونی ندارد و ما را قانع نمی كند و اگر فرضا آقای علم بنویسد این سه امر كه در تصویبنامه مذكور است لغو است، باز ارزش قانونی ندارد زیرا چیزی كه در هیئت وزیران تصویب شد، به الغا آقای نخست وزیر لغو نمی شود و به قوت خود باقی است، بنابراین خطر بزرگی كه برای اسلام و استقلال و كیان مملكت به واسطه این تصویبنامه كه شاید به دست جاسوسان یهود و صهیونیست ها تهیه شده برای نابودی استقلال و بهم زدن اقتصاد مملكت، به قوت خود به نظر دولت آقای علم باقی است و دولت خود را ذیحق می داند كه به آن عمل كند، هر چند مخالف قانون شرع یا قانون اساسی باشد یا بر خلاف احساسات دینی و ملی بیست میلیون جمعیت ایران یا تمام مسلمین باشد زیرا تا در هیئت وزیران تجدید نظر به عمل نیاید و اصلاح نشود، به قوت خود باقی است و اینجانب در تعجب هستم كه چرا آقایان وزرا زیر بار این مسئولیت بزرگ قانونی می روند و اقدام به تجدید نظر نمی كنند و نمی خواهند خود را در نزد ملت های بزرگ، متمدن و ملت خود را سربلند كنند.
   خضوع در مقابل مذهب و قانون، تجدید نظر در تصویبنامه ها و تسلیم مذهب و قانون شدن، علامت شهامت و تمدن است و موافق نزاكت بین المللی است و سرپیچی از قانون و سرسختی در مقابل خواست ملت، از عادات قرون وسطی و خلاف نزاكت است. و خوب است وزرا یك مملكت كهنسال حاضر نشوند چنین معرفی شوند و عقب افتادگی و عدم رشد یك ملت بزرگ را ثابت كنند. با اعمال خلاف مذهب و قوانین، منع شدید مطبوعات در تمام كشور، جلوگیری از انعكاس این نهضت بزرگ ملی و قانونی بی سابقه یا كم سابقه، كه یك ملت برای دفاع از مذهب و قانون اساسی قیام نموده و در تمام كشور هماهنگ شده اند، برای یك دولت مدعی تمدن، ننگ است، و ما احساس خجلت و سرشكستگی می كنیم در میان خبرگزاری ها و سفارتخانه های خارجی، و ما ملت ایران را از این گونه اعمال قرون وسطائی تبرئه می كنیم و تمام گناه را از معدودی تطمیع شده یا تهدید شده می دانیم. اشخاص شریف به مذهب مقدس خود و به قانون اساسی احترام می گذارند و از كارهائی كه برای ملت و استقلال مملكت خطر دارد، اجتناب می كنند. اینجانب حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر می كنم، قرآن كریم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیست هاست كه در ایران به حزب بهائی ظاهر شدند و مدتی نخواهد گذشت كه با این سكوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملكت را با تایید عمال خود قبضه می كنند و ملت مسلمان را از هستی در تمام شئون ساقط می كنند. تلویزیون ایران پایگاه جاسوسی یهود است و دولت ها ناظر آن هستند و از آن تایید می كنند. ملت مسلمان تا رفع این خطرها نشود، سكوت نمی كند و اگر كسی سكوت كند در پیشگاه خداوند قاهر، مسئول و در این عالم محكوم به زوال است.
   4 - آنچه آقای نخست وزیر راجع به انتخاب زن ها تلگراف نموده اند، محل تعجب است، می گویند این انتخاب، مشابهت انتخاب شهرداری هاست كه دخالت زن ها در آن تصویب شد و اعتراض نشد، اولا انجمن های ایالتی و ولایتی قانون مستقل دارد و زن ها در آن قانون مستثنی هستند، آقای نخست وزیر قانون مجلس را نسبت به خود انجمن های ایالتی و ولایتی نادیده گرفته و به مشابه آن تشبث كرده اند و خوب است خود ایشان این را هم تفسیر كنند و ثانیا" به طوری كه مطلعین می گویند، قانون شهرداری ها از مجلس نگذشته و در بعض كمیسیون های مجلس وارد شده و فرضا كه گذشته باشد ربطی به انجمن های ایالتی ندارد و ثالثا اگر چیزی از مجلس گذشت و مخالف قانون اساسی بود، ارزش قانونی ندارد و این امر از هر مجلسی بگذرد مطرود و وكلای آن قابل تعقیب هستند.  
   5 - نوشته اند كه این موضوع عرفی است، اگر منظور آن است كه مربوط به حكم شرع نیست، بسیار عجب است زیرا تمام موضوعات عرفیه در شرع حكم دارد و این آقایان از قوانین اسلام اطلاع ندارند و از حقوق اسلامی بی خبرند، حكم این موضوع عرفی را از علمای اسلام باید پرسید.  
   6 - آنچه اخیرا نوشته اند كه اگر حرام می دانید باید به مجلس رجوع كنید، البته در موقعش به مجلس تذكر خواهند داد لكن باید به آقای نخست وزیر بگویم هیچ مجلسی و هیچ مقامی نمی تواند برخلاف شرع اسلام و مذهب جعفری، تصویبی كند یا قانونی بگذراند، رجوع نمائید به اصل دوم متمم قانون اساسی. بحمدالله ملت مسلمان و علمای اسلام زنده و پاینده هستند و هر دست خیانتكاری كه به اساس اسلام و نوامیس مسلمین دراز شود قطع می كنند. ((والله غالب علی امره.))  
  روح الله الموسوی الخمینی

نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

بیانات امام خمینی در مورد نقش روحانیت در احیای اسلام

سه شنبه 13 بهمن 1388  12:20

نوع مطلب :بهائیت در صحیفه نور امام خمینی(ره) ،

*** صحیفه نور جلد 1 صفحه 8تا14 تاریخ: 1341/1/10

بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات امام خمینی در مورد نقش روحانیت در احیای اسلام
خداوندا! زبان ما را از بیهوده گفتن و جدال و لغو و دروغ حفظ بفرما. (الهی آمین) خداوندا! قلوب ما را به نور اسلام و روحانیت روشن بفرما. (الهی آمین) خداوندا! گوش شنوا عنایت بفرما به سلاطین دول اسلام به روسای جمهور دول اسلامی، به نمایندگان مجلسین دول اسلامی، به نخست وزیران و وزرای دول اسلامی، به روسای دانشگاه های دول اسلامی، به كارفرمایان و كارمندان دول اسلامی خداوندا! آنها را قرار بده ....

رژیم پهلوی، خونخوارتر از مغول
و این سال برای روحانیت، از جهتی بسیار بد سالی بود و از جهتی بسیار خوب سالی بود. بد بود برای اینكه یك مملكتی كه باید به دنیا معرفی بشود به اینكه مملكت صحیحی است، هیئت حاكمه درستی دارد، دستگاه عدالت دارد، دادگستری دارد، محاكم قضائی دارد، اقتصادش خوب است، زراعتش خوب است، یك مملكتی كه باید به صلاح و به صحت معرفی بشود، در جامعه بشر معرفی شد به مركز فساد و مركز هرچیزی كه شما بخواهید اسمش رابگذارید، از آن بدتر بخواهیم بگوییم مثل زمان مغول است، نمی توانیم همچنین بی احترامی ای رابه مغول بكنیم. آنها یك جمعیتی بودند كفار و شاید مهدور می دانستند دم ما را و وارد شدند در مملكت برای گرفتن مملكت اجنبی، آنهم مملكتی كه برخلاف مسلك آنها و دیانت آنها بود و كردند آن كارهایی را كه كردند.  
اینجا در این قضایا، اینها مدعی اسلام هستند، مدعی ایمان هستند، مدعی تشیع هستند، در عین حال كه با این ادعاها امرار روزی می كنند و امرار حیات می كنند كارهایشان همان كارهایی است كه مغول باید انجام بدهد، چنگیز باید انجام بدهد. در مراكز علمی می ریزند، خون بچه های 16 ساله و 17 ساله می ریزند، خراب می كنند مكتبهای علمی را، به علما اهانت می كنند، فحش های ناموسی می دهند، در حبس می برند، زجر می كنند، می كشند، می زنند، خونخواری می كنند، در عین حال نطق می كنند، اظهار اسلامیت می كنند، اظهار تشیع می كنند، اظهار كسب كرامت می كنند. آنها دیگر نمی گفتند كه ما شیعه هستیم، دشمن بودند با ما، در حال تهاجم وارد شدند در مملكت ما، اینها با حال دوستی و ادعای دوستی ادعای تشیع،بالاتر از تشیع، با این ادعاها این اعمال را انجام داده اند و می دهند.

نقشه رژیم، نابودی قم شهر جنود حق
من به شما عرض كنم كه مطلبی نیست كه مال این چند ماهه باشد، این یك مطلب ریشه دار است، مطلبی است كه مال چندین سال پیش از این است، اگر نگویم چهل و چند سال پیش از این لااقل بیست سال پیش از این است كه اینها نقشه شان این بود كه قم نباشد. در زمان حیات مرحوم آقای بروجردی رضوان الله علیه هم نقشه این بود كه ایشان نباشند و قم نباشد. قم را با منافع خودشان مضر می دانند. قم یك شهر حق است، جنود ابلیس جنود حق را با مقاصد خودشان مخالف می دانند. در همان زمان ایشان هم نسبت به ایشان تعبیراتی می شده است كه من نمی توانم در این منبر عرض كنم. همان وقت بوده است كه، نقشه خارجی این بوده است كه قم نباشد تا ما هركاری می خواهیم انجام بدهیم و یك نفس كش در مقابل ما صحبت نكند، حرف نزند، بحث نكند، ایراد نكند، اعتراض نكند. اینها از همان زمان مرحوم آقای بروجردی (اگر نظر است )چهل و چند سال پیش از این، از زمان مرحوم آقای بروجردی این نقشه را داشتند منتهی با بودن ایشان می دیدند كه مفسده دارد اگر بخواهند كارهایی را انجام بدهند. بعد از اینكه ایشان تشریف بردند به جوار رحمت حق تعالی، از همان اول اینها شروع كردند به اسم احترام از مركزی، كوبیدن آن مركز دیگر را، نه از باب اینكه حبی به آن مركز را داشتند، به هیچ مركزی از مراكز دیانت،اینها احساس حب نمی كنند، نه از باب اینكه به نجف علاقه داشتند، از باب اینكه قم را نمی خواستند، قم موی دماغ بود، نزدیك بود به اینها، مفاسد را زود ادراك می كرد و كارهای اینها زود در آن منتشر می شد. اینها قم را نمی خواستند منتها نمی توانستند به صراحت لهجه بگویند قم نه، می گفتند نجف آره، مشهد آره. در قم چیزی به نظر نمی خورد، فهمیدند كه چیزهایی به نظر می خورد، چیزهایی به چشم می خورد، چیزهایی به دهان می خورد، به گوش می خورد، فهمیدند كه نه، آنطور نبوده است. اینها از آنوقت نقشه كشیدند برای نابودی روحانیت و دنبالش نابودی اسلام و دنبالش به نفع رساندن اسرائیل و عمال اسرائیل.  
از اول مطلب اینطور بود. منتهی در پرده بود، اعلام نكرده بودند مطالبشان را، گاهی اعلام می كردند لكن مضمضه می كردند مطالب كفر خودشان را. بعد از فوت ایشان ابتدائاً یك نقشه شیطانی كشیدند و در بلاد ایران، آنجاهایی كه من مطلع شدم، از مردم می خواستند التزام بگیرند به اینكه شمابه فلان مركز تلگراف كنید و انتخاب كنید فلان مركز را، نه از باب اینكه علاقه به آن مركز داشتند، از باب اینكه این مركز را نمی خواستند. مردم اعتنا نكردند به آنها.  
دنبال آن نقشه ها كشیده شد، دولت ها سر كار آمد، نمی دانم به آن دولت ها این پیشنهادها شد و قبول نكردند، یا اینكه نتوانستند اینقدر بی شرافتی بكنند. شاید شریف بودند، عالم بودند، دكتر بودند، مهندس بودند و نتوانستند با همه مراكز علم مخالفت كنند، تااینكه منتهی شد به اینكه باید دولت، دولتی باشد كه علم نداشته باشد، قدر علم را نداند، تا كلاس پنج بیشتر درس نخوانده باشد آنهم در كرج تحصیل اجازه نامه با اعمال نفوذ كرده باشد، نداند معنای علم چه هست، نداند معنای دیانت چه هست، نداند نقش روحانیت در بقای این مملكت چیست، نفهمد مطالب را، سربسته و چشم بسته به او دیكته كنند و بگوید و نفهمد چه می گوید و بكند و نفهمد چه می كند.

قضیه، معارضه با اسلام است
دیدیم كه از اولی كه این دولت بیسواد و بی حیثیت روی كار آمد، از اول هدف، اسلام را قرار داد، در روزنامه ها با قلم درشت نوشتند كه بانوان را حق دخالت در انتخابات داده اند لكن شیطنت بود، برای انعكاس نظر عامه مردم به آن موضوع بود كه نظرشان به الغا اسلام و الغا قرآن، درست نیفتد و لهذا در اولی كه اینجا ما متوجه شدیم و اجتماع شد و آقایان مجتمع شدند با هم برای علاج كار، توجه ما در دفعه اول منعطف شد به همان قضیه، بعد كه مطالعه كردیم، دیدیم آقا قضیه، قضیه بانوان نیست، این یك امر كوچكی است، قضیه معارضه با اسلام است. ((منتخب و منتخب، مسلمان لازم نیست باشد، حلف به قرآن لازم نیست باشد، قرآن را می خواهیم چه كنیم!)) بعد كه مصادف شدند با تودهنی از ملت مسلم، تعبیر كردند حرفشان را به اینكه خیر مراد ما از كتاب آسمانی قرآن است. ما هم از آنها پذیرفتیم به حسب ظواهر شرع لكن به مجرد اینكه اینها یك چند نفر عمله را دور خودشان دیدند و یك زنده باد و مرده باد را دیدند، باز همان مسائل خبیثشان را از سر گرفتند، همان مطلبی را كه ابطال كرده بودند دوباره از سر گرفتند، دوباره ((تساوی حقوق من جمیع الجهات)) تساوی حقوق من جمیع الجهات پایمال كردن چند تا حكم ضروری اسلام است، نفی كردن چند تا حكم صریح قرآن است. بعدش باز دیدند كه مصادف شد با یك ناراحتی ها و یك حرف ها و یك چیزهایی، حاشا كردند، وزیرشان یك جا حاشا كرد، امیرشان یك جا حاشا كرد.  
در روزنامه ها به صراحت لهجه نوشتند كه بردن بانوان به سربازی، تصویبش در دست تنظیم است لكن بعد از آنكه دیدند كه خیلی فضاحت بار آمد، مردم ناراحت شدند، همان نوكرهای ارباب به حسب واقع هم ناراحت شدند، وقتی دیدند ناراحت شدند، گفتند اكاذیب است. پرونده سازی خواستند بكنند، پرونده سازی های بچگانه، مضحك بكنند.

حمله عمال رژیم تحت لوای دهقان ها به اسلام و مراكز علم
این سال بد بود برای اینكه حمله به اسلام زیاد شد، حمله به قرآن زیاد شد، مراكز علم را كوباندند به حسب توهم خودشان، بچه های ما را، عزیزهای ما را زدند، سرهایشان را شكستند، پاهایشان را شكستند، بعضی شان را كشتند، ازپشت بام ها انداختند. اگر اینها دهقان ها بودند پس چرا این دستگاه انتظامی كمكشان می كرد اینكه دیگر مخفی نبود، این را صدهزار جمعیت از توی خیابان ها و از توی شهر و از توی مدرسه خوب می دیدند كه دستگاه شهربانی دارد كمك مستقیم می كند، این دهقان ها را كمك می كرد بر ضد اسلام. اگر راست می گویند كه دهقان ها بودند، پس چرا وقتی كه مرضای ما را بردند در مریضخانه ها، شهربانی و اینها فرستادند گفتند: ((دشمن های اعلیحضرت رامی برید در مریضخانه پدرتان را در می آوریم، اینها باید بروند.)) اگر دهقان ها بودند، به اعلیحضرت چه كار دارند اگر كماندوها بودند و آنهایی كه مربوط به خود ایشان است و از دستگاه خود ایشان هست، با قول ایشان بوده با فرمان ایشان بوده است و یا بدون اطلاع و بدون فرمان اگر با اطلاع هست، خوب بگویند ما تكلیفمان را با ایشان بفهمیم، خوب بفهمیم ما طرفمان كی هست یك نفر است اصلا اگر اینطور نیست خوب بگویند تا ما بفهمیم كه این كماندوها سرخود آمدند و همین طور بیخود، بیخودی آمدند یا سازمان امنیت اینها را آورد، یا شهربانی ها آوردند، یا نخست وزیر امر كرد، یا فلان وزیر فلان امیر امر كرد خوب بگویند چه كسی این كارها را كرده، چرا حاشا می كنند، پیش هر كسی می روی، گردن دیگری می گذارند. به هر كسی اعتراض می كنی، به دیگری نسبت می دهد. دستگاه شهربانی می گوید كه سازمان امنیت، سازمان امنیت می گوید شهربانی، دوتای آنها می گویند امر اعلیحضرت. راست می گویند كه امر اعلیحضرت است اعلیحضرت با دیانت اسلام مخالف است واقعا با قرآن مخالف است اعلیحضرت به حسب قول اینها اگر مخالف هست آن حرفها چی هست دیگر آنهمه كسب و كرامت كجاست اگر مخالف نیستند پس چرا جلوگیری نمی كنند از این وحشیگری ها چرا تو دهنی نمی زنند به این شهربانی ها، به این سازمان ها، به این نخست وزیرها ایشان كه فعال مایشائند، می توانند یك همچو كاری را بكنند. حالا كه دیگر مطلبی نیست، برگرد به عصر سابق و قبل از صد سال پیش از این، حالا كه مطلب اینطوری است، خوب بزنند تو دهنی به اینهایی كه كار بد می كنند، كارهای خلاف اسلام می كنند، كارهای خلاف دیانت می كنند و نسبت می دهند به ایشان، تبرئه كند خودش را. آقا، نمی شود سلطان اسلام با اسلام مخالف باشد، نمی شود این. اگر نیستند بگویند، اظهار كنند، اظهار تاسف كنند به اینكه مردك آمده است ریخته مدرسه فیضیه را خراب كرده است. بنده باز مسایل این جوان های خودمان را ندیدم و بعد از مباحثه می روم می بینم، اول وقتی است كه می روم می بینم، بروم آنجا یك فاتحه ای بخوانیم برای آنهایی كه كشته شدند، یك اظهار تاثری بكنم برای آنها، اینها كه نمی گذارند ما فاتحه هم بگیریم. اگر دهقان ها كردند، پس چرا نمی گذارید، فاتحه بگیریم چرا فاتحه تهران را به هم می زنید.

سال 41، سال مفتضح شدن هیئت حاكمه
سال بدی بود برای اینكه مفتضح شد هیئت حاكمه، مفتضح شد دستگاه جبار و ما نمی خواستیم. ما نمی خواهیم كه مملكت ما در خارج معرفی بشود كه همچنین عناصر خبیثی سر كارند، ما نمی خواستیم این را. ما می خواهیم كه مملكت ما از آن نقطه اولیش تا آن آخرش جوری باشند، طوری سلوك بكنند كه مایه افتخار یك مملكتی باشد، بگویند آقا ما امیر كبیر داریم، وزرا سابق، مشاورین سلاطین سابق علما بودند، علی بن یقطین بوده است، گاهی ائمه اطهار علیهم السلام - بوده اند، حالا مشاورین چه كسانی هستند اسرائیل! مشاورها اسرائیل! از یهود آن بزرگ شده است. دو هزار نفر بهایی را به اقرار خودشان در روزنامه دنیا (بعد فردا مردك نگوید كه اشاعه اكاذیب است، در روزنامه دنیا دو هزار نوشته است) اسرائیل بهایی را، اسم بهائی نیاورده است، بعضی وابستگان به بعضی از مذاهب (اسمشان را مذهب گذاشت!) دو هزار نفر را و می گویند پنجهزار است، دو تایش را اینجا نوشته است (این كه نوشته حالا) اینها با كمال احترام، نه مثل حاجی های بدبخت ما كه وقتی می خواهند تذكره به آنها بدهند، باید چقدر زحمت بكشند، چقدر رشوه بدهند، چقدر بیچارگی بكشند تااینكه یك چند تااز آنها را رد كنند، چند تای آنها را قبول بكنند، آن وقت در فرستادنشان چه فضاحت ها باشد، در برگشتشان چه فضاحت ها باشد، وقتی هم مكه میروند در منا، حتی آن نماینده بی عرضه آنجا هم شكایت می كند كه فلان آقا را بگیرید از باب اینكه اینجا یك حرف حقی زده است گفته اسلام در خطر است از دست یهود، آقا مگر شما یهودید مگر مملكت ما، ممكلت یهود است دو هزار نفر را با كمال احترام، با دادن به هر یك از اینها پانصد دلار ارز، به هر یك پانصد دلار از مال این ملت مسلم به بهایی داده اند، ارز داده اند، به هر یك هزار و دویست تومان تخفیف هواپیما، چه بكنند بروند در جلسه ای كه بر ضد اسلام در لندن تشكیل شده است شركت كنند.

سكوت، موجب پایمال نوامیس مسلمین زیر چكمه عمال اسرائیل است
وای بر این مملكت، وای بر این هیئت حاكمه، وای بر این دنیا، وای بر ما، وای بر این علمای ساكت، وای بر این نجف ساكت، این قم ساكت، این تهران ساكت، این مشهد ساكت. این سكوت مرگبار اسباب این شود كه زیر چكمه اسرائیل به دست همین بهایی ها، این مملكت ما، این نوامیس ما پایمال بشود. وای بر این ما، وای بر این اسلام، وای براین مسلمین. ای علما ساكت ننشینید، نگویید الان مسلك شیخ رضوان الله علیه، والله شیخ اگر حالا بود تكلیفش این بود:
امروز سكوت همراهی با دستگاه جبار است، نكنید سكوت. دو هزار بهایی را با پانصد دلار ارز به هر یك و هزار و دویست تومان تخفیف هواپیما فرستادن به لندن (و اینها در روزنامه دنیاست) یك شخصی به من گفت كه یك معامله ای كرده است شركت نفت با ثابت پاسال و در این معامله تخفیفی داده است كه بیست و پنج میلیون تومان در این تخفیف نفع برده است، برای نفع این جمعیتی كه فرستادند به لندن بر ضد اسلام. این وضع نفت ما، این وضع ارز مملكت ما، این وضع هواپیمایی ما، این وضع وزیر ما، این وضع همه ما، سكوت كنیم باز! هیچ حرف نزنیم! حرف هم نزنیم! ناله هم نكنیم! خانه هایمان را خراب كنند آخ هم نگوییم! مردك می فرستد رئیس شهربانی را، رئیس این حكومت خبیث را می فرستد منزل آقایان، من راهشان ندادم، ایكاش راه داده بودم تا آنروز دهنشان را خرد كرده بودم. می فرستند منزل آقایان كه اگر نفستان در فلان قضیه در آید، فرمودند، اعلیحضرت فرمودند اگر نفس شما در آید، می فرستم منزل هایتان را خراب می كنیم، خودتان را هم می كشیم، نوامیستان را هتك می كنیم. این وضع ماست با این اعلیحضرت، اگر اینها راست گویند. اگر دروغ می گویند، پس ایشان بگویند دروغ می گویند، ایشان بفرمایند، اعلام كنند كه حكومت قم دروغ گفته است تا من پدر حكومت قم را در بیاورم، بگویند رئیس شهربانی دروغ گفته تا من زیر چكمه اهل علم، پدرش را در بیاورم د نمی گوید كه.

سال 41، سال اعلام ارزش و موجودیت روحانیت به دنیا
و اما سال خوبی بود برای اینكه روحانیت ارزش خودش را به دنیا اعلام كرد، فهماند كه آن كه صحبت می كند، باز روحانی است، آن كه ایستادگی می كند در مقابل ظلم و جور، ظالم و جاهل، باز حوزه های علمیه است، كتك می خورد داد می زند، كشته می دهد، فریاد می كند، مدرسه فیضیه اش را خراب می كنند اعتنا نمی كند، باز صحبت خودش را می كند، هر كاری سرش بیاورند این صحبت می كند. روحانیت موجودیت خودش را به همه عالم اعلام كرد. پس بد بود چون هیئت حاكمه فضاحت ایران را در همه جا اعلام كرد و خوب بود برای اینكه روحانیت حیثیت خودش را به عالم معرفی كرد، فهماند به عالم كه آدمیم ما، روحانی هستیم ما، همه اش قضیه ذكر و دعا نیست، ما داد می زنیم، ما می گوئیم نباید بكنید این كارها را، ما نصیحت می كنیم به شما.

رفراندومی كه حتی زور سرنیزه نتوانست افتضاح آن را جبران كند
من نصیحت كردم به شاه، فرستاد آدم آنجا، در آن اول امر قبل از رفراندوم، به وسیله بهبودی، به وسیله پاكروان پیغام دادم به او، آقا نكن این كار را، این رفراندوم را نكن، این خوب نیست برای شما این كار را بكنید، دست به این قانون نزن، اگر امروز ارسنجانی چهار تا رعیت را بیاورد، برقصاند و بگویند زنده باد، فردا چهار تا رعیت می آیند ومی گویند مرده باد، نكن این كار را، صلاح نیست بكنی این كار را. گوش نكرد، دیدید چه جور شد، دو هزار نفر رای نداشتند، باقی اش زور بود، همه می دانند بازار تهران بسته شد كه رای ندهد، بازار قم بسته شد كه رای ندهد، سایر شهرستان ها رای ندادند، اینها دو هزار تا رای آزاد بدون سرنیزه نتوانستند تهیه كنند. ما نمی خواستیم اینطور مفتضح بشوید، ما نمی خواستیم ملت از تو رویگردان بشوند، ما می خواستیم شما آدمی باشید كه وقتی یك چیزی را بگوئی، ملت، تمام ملت لبیك بگویند، ما میل داریم شاه ما اینجور باشد، ما میل داریم وزیر ما اینجور باشد كه اگر یك مطلبی را گفت تمام ملت با او موافق باشند نه اینكه با حرف هایش (6 میلیون ) (6میلیون). به جان عزیز شما اگر اینها چند هزار هم داشتند، باقی اش یا پر كردن صندوق شاید به سمع ایشان نرسیده است. شاید آنها گفته اند به او كه (6 میلیون، اكثریت قاطع) و الا شاه كه دروغ نمی گوید! نمی شود كه دروغ بگوید. (با اكثریت قاطع! تمام قاطبه اهل ایران!)پس بازار تهران از اهل ایران نیست! خیابان های تهران اهل ایران نیستند! قم از اهل ایران نیست! روحانیون از اهل ایران نیستند! سایر شهرستان ها ایرانی نیستند! این ایران كجاست این آرا از كجا آمد.

ایستادگی روحانیت در مقابل ظلم، عامل احیای اسلام
بد شد امسال برای اینكه این مطالب واقع شد و خوب شد برای اینكه شما آقایان زنده كردید اسلام را، ایستادید، در مقابل ظلم ایستادید. اگر نایستاده بودید خدا می داند كه حالا رفته بودند تا آن آخر، ایستادگی شما اسباب این شد كه حاشا كردند مطالبشان را، گفتند ((خیر طلاق به دست مرد است، كی ما گفتیم)) د مردك از حزب مردم است. آن مردك هم كه داد زد تساوی حقوق من جمیع الجهات، تساوی حقوق من جمیع الجهات از این طرف می گویند، از آن طرف می گویند كی ما گفتیم طلاق به دست زن باشد، نخیر طلاق به دست مرد است. از آن طرف می گویند نخیر كی ما راجع به ارث گفتیم، نخیر ارث هم همانطوری كه خدا گفته است. از آن طرف هم می گویند كی ما گفتیم زنان بروند به نظام وظیفه. تو روزنامه هایتان هست آقا.این روزنامه هائی كه دیكته می كند سازمان امنیت و می نویسند.

بی حیثیتی مطبوعات
می گویند كه مدیر كیهان گفته است ما دیگر راحتیم برای اینكه آنوقت ما می نوشتیم و اینها نظر می كردند، حالا خودشان می نویسند، ما دیگر راحتیم. منتهی این اعتراض هست كه آقا چرا اینقدر بی حیثیت هستید كه آنها بنویسند و شما هم بنویسید چرا باید مطبوعات ما اینقدر بی حیثیت باشند.

خطر برای اسلام
خوب بگوئید آقا حرف را، چه می كنند اگر همه علمای اسلام یك مطلبی را بگویند، حالا كه خطر براسلام وارد شده است و آن خطر یهود است و حزب یهود كه همین حزب بهائیت است، این خطر كه حالا نزدیك شده است، اگر آقایان علمای اعلام، خطبا، طلاب، همه با هم همصدا بگویند كه آقا ما نمی خواهیم كه یهود بر مقدرات مملكت ما حكومت كند، ما نمی خواهیم كه مملكت ما با مملكت یهود هم پیمان بشود در مقابل پیمان اسلامی آنها، مسلمین با هم، هم پیمان می شوند، آقایان بایهود هم پیمان می شوند! چه وضعی است این مملكت اگر نوكر هم هستید چرا اینقدر نوكر من سرم درد می كند و من برای خواندن یك فاتحه لازم می دانم بروم به مدرسه فیضیه و از خدای تبارك و تعالی می خواهم كه در این سال و سال های بعد، همه سالم باشید، اسلام موید باشد، اسلام موید باشد.
سید روح الله خمینی

نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:پنجشنبه 15 بهمن 1388 | نظرات ()

تاریخی ترین سند مبارزاتی امام خمینی(ره)

دوشنبه 12 بهمن 1388  09:30

نوع مطلب :بهائیت در صحیفه نور امام خمینی(ره) ،

*** صحیفه نور جلد 1 صفحه 3و4 - تاریخ سخنرانی 15/2/1323

بسم الله الرحمن الرحیم

قیام لله، یگانه راه اصلاح جهان

قال الله تعالی: ((قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادا)) خدای تعالی در این كلام شریف، از سرمنزل تاریك طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان كرده و بهترین موعظه هایی است كه خدای عالم از میان تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یك كلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این كلمه تنها راه اصلاح در جهان است. قیام برای خداست كه ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه های گوناگون عالم طبیعت رهانده. خلیل آسا در علم الیقین زن - ندای لااحب الافلین زن. قیام لله است كه موسی كلیم را با یك عصا به فرعونیان چیره كرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحو كشاند. قیام برای خداست كه خاتم النبیین صلی الله علیه وآله را یك تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت ها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسین اوادنی رساند.

بدبختی و تیره روزی ما به خاطر قیام برای منافع شخصی است .

خودخواهی و ترك قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره كرده و كشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده. قیام برای منافع شخصی است كه روح وحدت و برادری را در ملت اسلامی خفه كرده. قیام برای نفس است كه بیش از دهها میلیون جمعیت شیعه را به طوری از هم متفرق و جدا كرده كه طعمه مشتی شهوت پرست پشت میزنشین شدند. قیام برای شخص است كه یك نفر مازندرانی بیسواد را بر یك گروه چندین میلیونی چیره می كند كه حرث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود كند. قیام برای نفع شخصی است كه الان هم چند نفر كودك خیابانگرد را در تمام كشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حكومت داده. قیام برای نفس اماره است كه مدارس علم و دانش را تسلیم مشتی كودك ساده كرده و مراكز علم قرآن را مركز فحشا كرده. قیام برای خود است كه موقوفات مدارس و محافل دینی را به رایگان تسلیم مشتی هرزه گرد بی شرف كرده و نفس از هیچ كس در نمی آید. قیام برای نفس است كه چادر عفت را از سر زن های عفیف مسلمان برداشت و الان هم این امر خلاف دین و قانون در مملكت جاری است و كسی بر علیه آن سخن نمی گوید. قیام برای نفع های شخصی است كه روزنامه ها كه كالای پخش فساد اخلاق است، امروز هم همان نقشه ها را كه از مغز خشك رضاخان بی شرف تراوش كرده تعقیب می كنند و در میان توده پخش می كنند. قیام برای خود است كه مجال به بعضی از این وكلای قاچاق داده كه در پارلمان بر علیه دین و روحانیت هر چه می خواهند بگویند و كسی نفس نكشد.

برای نجات دین از دست مشتی شهوتران قیام كنید

هان ای روحانیین اسلامی! ای علمای ربانی! ای دانشمندان دیندار! ای گویندگان آیین دوست! ای دینداران خداخواه! ای خداخواهان حق پرست! ای حق پرستان شرافتمند! ای شرافتمندان وطنخواه! ای وطنخواهان باناموس! موعظت خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را كه پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترك نفع های شخصی كرده تا به همه سعادتهای دو جهان نائل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. ((ان لله فی ایام دهركم نفحاث الافتعر ضوالها)) امروز روزی است كه نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نكنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست كه مشتی هرزه گرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود كنند. امروز شماها در پیشگاه خدای عالم چه عذری دارید همه دیدید كتاب های یك نفر تبریزی بی سروپا را كه تمام آیین شماها را دستخوش ناسزا كرد و در مركز تشیع به امام صادق و امام غایب روحی له- الفدا آن همه جسارت ها كرد و هیچ كلمه از شماها صادر نشد. امروز چه عذری در محكمه خدا دارید این چه ضعف و بیچارگی است كه شماها را فرا گرفته ای آقای محترم كه این صفحات را جمع آوری نمودید و به نظر علمای بلادو گویندگان رساندید، خوب است یك كتابی هم فراهم آورید كه جمع تفرقه آنان را كند و همه آنان را در مقاصد اسلامی همراه كرده، از همه امضا می گرفتید كه اگر در یك گوشه مملكت به دین جسارتی می شد، همه یك دل و یك جهت از تمام كشور قیام می كردند. خوب است دینداری را دست كم از بهائیان یاد بگیرید كه اگر یك نفر آنها در یك دیه زندگی كند، از مراكز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئی تعدی به او شود، برای او قیام كنند شماها كه به حق مشروع خود قیام نكردید، خیره سران بیدین از جای برخاستند و در گوشه زمزمه بیدینی را آغاز كردند، به همین زودی بر شما تفرقه زده ها چنان چیره شوند كه از زمان رضاخان روزگارتان سخت تر شود: ((و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدركه الموت فقد وقع اجره علی الله) )

سید روح الله خمینی


نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:پنجشنبه 15 بهمن 1388 | نظرات ()